✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سُنی و مفقود
🔻 در فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام
مناقبنویسی و مثالبنویسی، موضوعی فراخدامنه در تاریخ فریقَین است. بهویژه کتابهایی که اهلسنتوجماعت در مناقب و فضائل اهلبیت علیهمالسلام تألیف کردهاند، از جهات متعددی نزد شیعه اهمیت بهسزایی دارد.
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در کتاب سلطانیه، مباحثی در زمینه اثبات امامت ائمه اطهار علیهمالسلام مطرح کردهاند. ایشان فصل مفصلی را به روایات از اهلسنت اختصاص دادهاند و از کتب عامه این موضوع را اثبات فرمودهاند. در این فصل از شخصیتهای مشهور اهلسنت همچون ابراهیم بن محمد حموینی و ابنالمؤید موفق بن احمد خوارزمی و... روایاتی نقل کردهاند.
نخستین نقل ایشان، از «آمِدی سُنی» است. بررسی شخصیت آمدی و کتاب او، مرکزیتِ این یادداشت است.
ابتداءً عبارات کتاب سلطانیه دراینباره را نقل میکنیم:
«فصـل
در بيان بعضی از احاديث كه از طرق عامه رسيده است كه بايد ائمه دوازده باشند به جهت اتمام حجت ذكر میشود.
در كتاب مناقب آمدی سنی از صحيحين روايت كرده از جابر بن سمرة كه گفت شنيدم كه رسول خدا میفرمود كه بعد از من دوازده امير باشند پس كلمهای فرمود كه نشنيدم آن را. از پدرم پرسيدم چه فرمود گفت فرمود همه آنها از قريشند و اين حديث در ميان عامه كالمتواتر است.
و باز در همانجا از كتاب اعلام الوری روايت كرده است از حضرت امام زينالعابدين علیهالسلام از آباء كرام خود كه پيغمبر صلی الله علیه و آله فرمود يا علی دوازده نفر از اهلبيت من باشند كه خدا علم مرا و فهم مرا به ايشان داده اولشان توئی ای علی و آخرشان قائم است كه خدا بر دست او فتح میكند مشارق و مغارب زمين را.»
درباره این فقرات از کتاب سلطانیه تأملاتی را ضمن چند بخش ارائه میکنیم:
١. حدیث اول درباره امامت ائمه اطهار بهنقل از جابر بن سمرة است. جابر بن سَمُرَة بن عَمرو بن جُنادة بن جُنْدب سُوائی، از صحابه رسولخدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث اثنیعشر خلیفه است. در منابع حدیثی اهل سنّت همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم حدیثی با اختلافاتی اندک در متن از جابر نقل شده است که به حدیث اثنیعشر خلیفه مشهور است. بنا بر آن رسولخدا صلی الله علیه و آله در جمعی از اصحاب ــ از جمله جابر که کودکی خردسال بوده و پدرش ــ فرمود که این امت دوازده امیر خواهد داشت، به گفته جابر پیامبر در ادامه سخن خود مطلبی فرمود که وی آن را نشنیده بود، اما پدرش سمره ادامه سخن پیامبر را برای او نقل کرد: این دوازده امیر جملگی از قریش هستند، در منابع حدیثی و احتجاجی امامیه به این حدیث در مقام تأییدِ اعتقاد شیعه دوازده امامی استناد شده است.
٢. حدیث دوم حدیثی است منقول در کتب شیعه. متن حدیث، با اندکی اختلاف چنین است:
وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى يَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا. (إعلام الورى بأعلام الهدى، ج٢، ص١٧٣، الفصل الثانی فی ذكر بعض الأخبار التی جاءت من طرق الشيعة الإمامية فی النص على إمامة الاثنی عشر من آل محمد عليهم السلام)
٣. شخصیتهایی که با لقب آمِدی شناختهشده و شهرت دارند، دو نفرند: نخستین نفر ابوالفتح آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی است که صاحب غررالحکم و درر الکلم است. وی طبق قرائنی شیعه بوده است و اگر هم درباره حضرت امیر علیهالسلام «کرّم الله وجهه» بهکار برده، یا تقیتاً بوده یا این عبارت دعائی توسط نساخ اضافه شده است. در کتاب غررالحکم، روایتی که مرحوم آقای کرمانی اع نقل کردهاند (روایت جابر بن سمرة) نیامده است.
شخص دیگر سیفالدین آمدی صاحب غایةالمرام است. وفات او را ۶٣١ق گزارش کردهاند. برخی میان او و ابوالحسن آمدی تفاوت قائل شدهاند و برخی این دو شخصیت را یکی دانستهاند.
۴. طبق متن کتاب سلطانیه، در کتاب مناقبِ آمدیِ سنی، از کتاب إعلامالوری نقل شده است. بنابراین آمدیِ سنی، باید معاصر یا متأخرتر از فضل بن حسن طَبرِسی، صاحب إعلامالوری باشد. وفات طبرسی در سال ۵۴٨ق در سبزوار واقع شد و نعش او را به مشهد مقدس حمل کرده و در نزدیک حرم مطهر حضرت رضا علیهالسلام دفن کردند؛ امروز در خیابانی واقع شده است که بهنام هموست، رحمة الله علیه.
🔸برای مطالعه متن کامل لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
https://aghayednet.ir/managheb/
AghayedNet
✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سُنی و مفقود 🔻 در فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام مناقب
🔺کتاب تازهمنتشرشده
درباره حدیث رسولخدا صلی الله علیه و آله درباره دوازده خلیفه
از نویسنده تونسی
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
@AghayedNetبازخوانی_دیدگاه_علامه_طباطبایی_درباره_شیخیهاز_جلسات_خصوصی_با_هانری.mp3
زمان:
حجم:
48.7M
🔺🎙فایل صوتی نشست
🔹با موضوع:
بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شیخیه
🔸از جلسات خصوصی با هانری کربن تا کتاب شیعه در اسلام
🗓جمادی الاولی ۱۴۴۶
Instagram.com/aghayednet
@AghayedNet
AghayedNet
🔺🎙فایل صوتی نشست 🔹با موضوع: بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شیخیه 🔸از جلسات خصوصی با هانری کر
🔺بخشیاز مباحث نشستِ
بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شیخیه
@AghayedNet
Ershad.pdf
حجم:
369.2K
🔺دیدگاه مکتب استبصار درباره حضرت زهرا سلام الله علیها
🔸ارشادالعوام، جلد سوم، فصل دوم از بخشِ «مقام ابوابیت»
#شیخیه
@AghayedNet
✔️🔻تشکری از دکتر رسول جعفریان
جهت معرفی معاندان مرحوم آقای کرمانی و قَشمشمان!
بخش اول
مدتی قبل، دکتر رسول جعفریان رسالهای «آشفته» از نویسندهای گمنام و عامیمسلک را آماده کرده و جهت درج در یادنامه استاد عبدالله انوار پیشکش نمودهاند. چون بهتازگی خود ایشان این رساله را ارائۀ عمومی نمودهاند، مناسب است به نکاتی اشاره کنیم.
نخست اینکه درج این رسالۀ «آشفته» از مؤلفی برآشفته و دور از معیارهای اوساط علمیه، در ارجنامه استاد متضلّعی همچون جناب عبدالله انوار، بسی مایه شگفت است. مدتی بعد، این رساله در کتاب مقالات و رسالات تاریخی (دفتر چهاردهم، صفحه ۳۱ تا ۷۴) نیز منتشر گردید.
ازطرفی، این حرکت دکتر جعفریان قابل تقدیر است؛ چراکه هرچند نظر دکتر بر این بوده است که حرّیّت مباحث حفظ شود، بهطور ضمنی و جانبی، نمونهای از معاندان بزرگان دین را معرفی کردهاند و ارزش بیان و بنان ایشان را آشکارتر ساختهاند.
جناب آقای جعفریان عنوان را «سهم الشریعه در نقد شیخیه» قرار دادهاند. بهنظر میرسد عنوان رسایی نیست؛ زیرا نویسندۀ این رساله شیخ و سید اعلی الله مقامهما را قبول دارد و با عبارات و تعبیرات مختلفی، به مقام علمی ایشان اذعان و اعتراف نموده است و عملاً خود را تابع ایشان میداند (مانند صفحه ۵۹). نکتهای که هست اینکه به عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و به علیمحمد شیرازی اعتراض دارد و این دو نام را درکنار هم میآورد و بر هردو و تابعان هردو بهطور یکسان رد میکند. خود او نیز در ابتدا رساله را «سهم الشریعه» نامیده. اما بخش پسین اسم، یعنی «در نقد شیخیه»، از دکتر رسول جعفریان است و ناصواب بهنظر میرسد.
قرائن نشان میدهد نویسندۀ عامیمسلکِ این رساله از اتّجاه اسکوییه و احقاقیه بوده است و بدینوسیله خواسته هم حرمت شیخ و سید را حفظ کند و هم دو طرفِ ضدِ هم یعنی مرحوم آقای کرمانی و باب ملعون را با هم رد کند؛ که سبب شده حرکتی عجیب و تند کند و در این مقام، قلم او لاغ و فسوس نماید.
باید اشاره کنیم که متأسفانه این رساله بهخوبی ارائه نشده است و آشفتگی چاپ نیز بر آشفتگی مطالب افزوده گشته است. دکتر جعفریان یا شخصی که متصدی تایپ، مقابله و تحقیق این رساله بوده، از غلطهای متعدد چشمپوشی کردهاند؛ درنتیجه، اغلاط نسخه تصحیح نشده (در پاورقی یا متن) و غلطهای تایپی هم وجود دارد. برای نمونه، عبارت «کل اناء بما فیه یرشح» چنین ثبت شده: «یرشح فی الاناء ما فیه» (ص۵۱). نمونهای دیگر «باعث تصریع بعضی اخوان» (ص۵۳) است که ظاهراً «تصدیع» درست است. حتی مصححِ محترم از عبارت «دِهی که او را لَندَر میگفتند» (ص۶۲) گذشتهاند وحالآنکه معلوم است مراد نویسنده «قریه لنگر» بوده است.
سپاس از دکتر رسول جعفریان و سپاس از آقای مجتبی ایمانیه که این رساله را در اختیار قرار دادند تا با روحیات اتّجاه مخالف مرحوم آقای کرمانی بیشتر آشنا شویم.
آقای دکتر جعفریان در مقدمه اشاره کردهاند که نوعی «حرّیّت» در این رساله دیده میشود. بی هیچ اسائه ادبی عرض میکنیم: آیا مطمئن باشیم اینجا نیز غلط تایپی نبوده است و مراد ایشان «خریّت» نیست؟! چراکه شواهد متعدد درونمتنی از سرّ درون نویسنده خبر میدهد.
ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻تشکری از دکتر رسول جعفریان
جهت معرفی معاندان مرحوم آقای کرمانی و قَشمشمان!
بخش دوم و پایانی
بسیار عجیب و ازطرفی جالب است که این شخص که بهاحتمال بسیار قوی از اتّجاه احقاقیه است، همان اشکالی را بر مرحوم آقای کرمانی وارد میکند که قرةالعین وارد کرده. این نویسنده نوشته است که آقای کرمانی خود را «آثم» معرفی کرده. سپس این واژه را بررسی میکند و آقای مرحوم را گناهکار معرفی میکند (مقالات و رسالات تاریخی، دفتر چهاردهم، ص۶۵). قرةالعین نیز در یکی از رسالههایش در رد این بزرگوار و اثبات حقیت باب(!) همین را جزء ایرادهای نخستینش بر مرحوم آقای کرمانی آورده و از اینکه ایشان خود را «اثیم» نامیدهاند سوءاستفاده کرده است (ظهور الحق، ج۳، ص۵۰۴). شایان ذکر است که این بزرگوار رسالهای مرقوم فرمودهاند و درباره استفاده از تعبیر اثیم، طبق آیات و روایات و کلمات علماء توضیح فرمودهاند (مکارم الابرار (عربی)، ج۹، «رسالة فی استعمال لفظة اثیم»، ص۳۵۷ تا ۳۶۲).
نویسنده ادعا کرده که مرحوم آقای کرمانی کتاب قوانین الاصولِ میرزای قمی را سوزاندهاند (مقالات و رسالات تاریخی، دفتر چهاردهم، ص۴۸). وحالآنکه این مطلب هیچکجا گزارش نشده و کمترین طلبه میداند که در این کتاب، آیه و روایات هست و «بسم الله» هست. همچنین وقتی که نسخ متعددی از این کتاب موجود است، اصلاً سوزاندن این کتاب معنا ندارد. بنای مرحوم آقای کرمانی نیز بر حرکات نمادین نبوده است، همچون حرکتی که در سالهای اخیر انجام شد و کتاب پزشکی هاریسون سوزانده شد. اما نویسنده برخلاف «اذا جاءکم فاسق بنبإ فتبیّنوا» عمل کرده و این ادعا را در کتاب خود منعکس نموده است.
بهنظر میرسد این نویسنده، با این سطح از سواد و علمیت، این چند ورق را برای طیفی از عوام سیاه کرده است تا شاید در روحیه آنان اثر بگذارد. درنتیجه، این رساله یک سمساری از تهمتها به مرحوم آقای کرمانی است. مثل اینکه نوشته است: مردم برای کیمیا اطراف مرحوم آقای کرمانی جمع شدند (ص۶۷) و دیگر از ترّهات و مزخرفات. هرچند محقق محترم در مقدمه (ص۴۰) نگاشتهاند که این رساله حاوی نکات بدیعی است!
اما با همه دشمنی با مرحوم آقای کرمانی، نتوانسته از حق بگذرد و در مواضعی برحسب فطرت جاری شده و اذعان کرده که رد بر مرحوم آقای کرمانی بسیار دشوار است؛ چراکه آنچه در کتب ایشان است «مطالب آن دو بزرگوار است» یعنی شیخ و سید (ص۶۵) و «علما ازعهده این امر [رد مرحوم آقای کرمانی] برنمیآیند؛ زیرا که واضح و روشن است که نمیتوانند. چراکه دارای مطالب شیخ مرحوم و سید مرحوم میباشد» (ص۶۴). و در جای دیگر میگوید: «چون بسیار به آیات و احادیث و مطالب شیخ مرحوم احاطه دارد، همین باعث شده که امر بر مردم مشتبه شده» (ص۵۰).
تکلیف این نویسنده با خودش مشخص نیست. همان بهتر که او را نویسندهای متوسط با سوادی عادی بدانیم که قشمشم و خودآرا و خودنما است و از هر جرحی جهت بیحرمتی به مرحوم آقای کرمانی خودداری نکرده است و ایشان را ملعون و سامری خوانده است.
ارائه این رساله توسط دکتر جعفریان، هم روحیات مخالفان و معاندان مرحوم آقای کرمانی را نشان داد و هم این سؤال مهم را پیشرو قرار داد: بهراستی چه میشود که شخصی زحمات مرحوم آقای کرمانی در رد بابیه را نبیند و حقیقت را وارونه سازد و ایشان و ملعون باب را در یک ردیف قرار دهد و همان ایرادات بابیه را بر مرحوم آقای کرمانی تکرار کند؟!
نعوذبالله من بوار العقل و قبح الزلل.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالآخره ۱۴۴۶
@AghayedNet