✔️🔻تفاوت معاد احسائی و صدرائی در کیفیت تحقق بهشت و دوزخ
💠 بخش سوم و پایانی
در اینجا نکتهای ظریف است که باید مطالب پیشین را کنار هم قرار داد و به نتایج دیگری هم رسید.
روشن شد طبق اصول ملاصدرا، معاد و جنت و نار و آنچه در آن است، اموری در نفس انسان است و خارج از وجود او نیست. اما شیخ مرحوم میفرمایند: طبق مبانی ما که مأخوذ از قرآن و اهلالبیت علیهمالسلام است، آنها وجودات و حقایقی لغیرها هستند و با اعمال مؤمنان یا کافران، صورت شخصیه مییابند و صورت اعمال انسان قرار میگیرند.
در این مرحله، وقتی صورت شخصیه یافتند، چنان این صورت شخصیه قوام دارد و چنان مشخِصات آخرتی در آن بالفعل است که هیچگونه از انسان جدایی ندارد و این انفکاکهای ظاهری که گمان میکنیم و میبینیم، دیگر در آنجا نیست.
مثلاً بدن اصلیِ مؤمن در آخرت چنان گسترده است که مرحوم آقای شریف طباطبائی، با استفاده از روایات، میفرمایند هفت برابر این دنیا است (دعائم الحکمة (عربی)؛ مشهد مقدس، ۱۳۹۷؛ ج۱، «الاصول المهمة فی شرح الحکمة»، ص۱۱۰ - همان؛ مشهد مقدس، ۱۳۹۸؛ ج۲، «الرسالة المعادیة»، ص۱۰۲).
این گستردگی بدن از چیست؟ اولاً «بدن» است و معاد جسمانی است. ثانیاً با کنار رفتن کدورتها و اَعراض این دنیا است که اینگونه وسعت یافته و همهٔ این نعمتها را با اعمال دنیایی خود چنان «صورت شخصیه» بخشیده و بهگونهای در خود جای داده که از هم جدا نیستند و میتوانیم بگوییم بدن مؤمن بهشت او است.
چنانکه عالم ربانی مرحوم آقای کرمانی نفعنا الله بعلومه از این مرحلهٔ صورت شخصیه نعمتهای بهشتی تعبیر آوردهاند و میفرمایند: «بهشت مؤمن همان تن او است که از لطافت مانند بهشت است و اعمال صالحه او، بهطوری که گذشت، درختها و نهرها و قصرها و حوریههای او است. و جهنم کافر همان تن او است و اعمال قبیحه او همان درکها و زقومها و مارها و عقربها و سگها و اژدهاها و امثال آنها است. و تو گمان میکنی که این تأویلی است که من میکنم و تشبیهی است که بیان میکنم و میپنداری که جسد مؤمن به این کوچکی چه بهشتی خواهد بود! وحالآنکه بسا آنکه به مؤمن هزار همسر [= برابر] این دنیا خواهند داد از بهشت [...] و مپندار که حال که من چنین گفتم، آنچه از شرع رسیده نیست. والله جنت صاحبِ حور و قصور و اشجار و انهار است، بهطوری که از شرع رسیده بدون تفاوت، لکن نه بهطوری که تو خیال میکنی. و ما امت خیال تو نیستیم، امت پیغمبریم و تابع کتاب و سنت. نمیبینی که تو چون درخت میشنوی مثل درختهای دنیا خیال میکنی؟! و خدا میفرماید: "قطوفها دانیة" یعنی سر درختهای جنت پایین است [...]» (مکارم الابرار (فارسی)؛ بصره، شرکة الغدیر للطباعة و النشر المحدودة، ۱۴۳۴؛ ج۳، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد دوم»، ص۷۵ و ۷۶).
جالب توجه است که هانری کربن در کتاب ارض ملکوت، این عبارات کتاب ارشاد العوام را بهضمیمه عباراتی دیگر از این کتاب، با این عنوان نقل کرده است: «به چه معنا جسم مؤمن «ارضِ بهشتِ» او است؟» (ارض ملکوت؛ کالبد رستاخیزی انسان از ایران مزدایی تا ایران شیعی؛ هانری کربن، مقدمه، ترجمه و تحقیق انشاءالله رحمتی، چاپ پنجم: تهران، سوفیا، ۱۴۰۳؛ ص۴۴۳ - چاپ سال ۵۸: ص۳۱۱)
نتیجه اینکه کیفیت تحقق بهشت و دوزخ در معاد احسائی با معاد صدرائی متفاوت است. صدرا تحقق آخرت و بالتبع دوزخ و جنت را در نفس انسانی میداند، اما شیخ احسائی حقایقی خارجیه معرفی میکند که پساز تخصیص به انسان، چنان صورت شخصیه مییابد که هرگز از او جدایی ندارد و تفکیک و انفصالی درکار نیست.
«ان فی بعض ما انزل الله فی کتبه: [...] خلقتُ الخیر و خلقت الشر فطوبیٰ لمن اجریتُ علی یدیه الخیر و ویل لمن اجریتُ علی یدیه الشر» (بحار الانوار، ج۵، ص۱۶۰). و در دعاء است: «انت الله لا اله الّا انت خالق الخیر و الشر و انت الله لا اله الّا انت خالق الجنة و النار» (المحاسن، ج۱، ص۳۸).
سید محمدصادق موسوی
شعبانالمعظم ۱۴۴۶
@AghayedNet
🔺تصویر شیخ بهائی؛
از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی
تا عبدالبهاء از سران بهائیت!
یکیاز تسامحات در عرصه پژوهش، سهلانگاری در استفاده از تصاویر اشخاص است.
برای نمونه، گاهی در معرفی شیخ مرحوم رفع الله شأنه، از تصویر شیخ بهائی استفاده میشود و گاهی در معرفی شیخ بهائی، از تصویر شیخ مرحوم!
پیشاز این هم چنین بیدقتیهایی ملاحظه شده بود؛ اما در جدیدترین مورد، نویسنده از تصویر «عبدالبهاء»، از سرانِ بهائیه لعنهم الله، برای معرفی شیخ بهائی استفاده کرده است!
این رشته سری دراز دارد. گاهی هم برای معرفی عالم ربانی، مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه، از تصویر علیمحمد شیرازی (معروف به باب) استفاده میکنند و... .
باید توجه داشت که یافتن تصویر علماء یکی از مراحل پژوهش است. هرچند در روزگار معاصر، اگر تصویری واقعی از عالِمی یافت نشود، تصویری شبیه به او طراحی میشود یا از هوش مصنوعی بهره میبرند. اما استفاده از تصاویرِ واقعیِ افرادِ دیگر خلاف روش پژوهش است و درواقع تحریف تاریخ قلمداد میشود.
@AghayedNet
@AghayedNet_شرف الشمس .pdf
حجم:
871.2K
🔺مقاله
🔸تأملاتی بر نقش شرف الشمس (مصادر، اهمیت، تأثیرات، رموز، پاسخ برخی شبههها و...)
@AghayedNet
🔺توجه و توسل به ساحت امام عصر، حجة بن الحسن المهدی عجل الله فرجه در نسخههای خطی.
برخیاز کاتبان دروس و مواعظ بزرگان دین اعلی الله مقامهم در ابتداء درس یا موعظه، عباراتی در توسل به حضرت بقیت الله عجل الله فرجه و صلوات الله علیه یادداشت کردهاند.
@AghayedNet
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺امور ضروری درباره امام زمان حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
@AghayedNet
✔بیانی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
🔻درباره حدیث زیارت نیمه شعبان
🔹روی الثقة الجلیل ابنطاووس (ره) فی کتاب الاقبال حدیثاً منه قوله (ع) لو علم الناس ما فی زیارة نصف شعبان من الثواب لقامت ذکور رجال علی الخشب.
🔹الجواب: ان فی معنی ذلک وجوهاً و اقربها الی الصحة و الطبیعة و ابعدها عن التکلف ما قیل ان المعنی لتبادر فحول من الرجال الی زیارة الحسین (ع) شوقاً الی ما فی زیارته من الثواب و ان صلبوهم ائمة الجور علی الخشب کما علم السحرة بنبوة موسی (ع) و لمیبالوا بفعل فرعون بهم.
فلو علموا لزاروه و لو فی حال منع حکّام الجور من زیارته و لو فعلوه حینئذ لصلبوا علی الاخشاب فیکون قد قامت ذکور رجال ای فحول رجال علی الخشب.
و کتب احمد بن زینالدین.
🔸در شرح فقرهای از حدیث که امام علیهالسلام میفرمایند: اگر مردم میدانستند که چه ثوابی برای زیارت [سیدالشهداء علیهالسلام] در نیمه شعبان است، «لقامت ذکور رجال علی الخشب»، میفرماید:
[حاصل معنی:]
🔸این فرمایش وجوهی دارد. صحیحترین، طبیعیترین و بیتکلفترینِ آن وجوه همان معنایی است که گفته شده:
هرآینه شجاعان و نامدارانی از مردم به زیارت امام حسین علیهالسلام میشتابند، بهعلت اشتیاقشان به ثواب زیارت آن بزرگوار، حتی اگر ائمه جور و امامان گمراهی و حاکمان بهناحق آنان را به دار بکشند؛ همانگونه که ساحرانِ زمانِ حضرتِ موسی علیهالسلام به نبوت آن حضرت ایمان آوردند و هیچ ابایی نداشتند از آنچه فرعون با ایشان میکند.
پس اگر مردم موقعیت زیارت امام حسین علیهالسلام را بدانند، حضرت را زیارت خواهند کرد، اگرچه حاکمان جور ممانعت کنند. آنگاه اگر چنین کنند و به زیارت روند، به دار کشیده شوند... .
@AghayedNet
هدایت شده از AghayedNet
🔺باب الغیبة فی سامراء کتابی منتشر شده در سال ۱۹۳۸م درباره درگاه چوبی سردابِ سُرمَنرأی
@AghayedNet