✔️🔻بهمناسبت هشتم ماه صفر، رحلت حضرت سلمان اعلی الله مقامه، تقدیم میشود:
تصرف امیرالمؤمنین علیهالسلام در زمان و مکان؛ حکایت دشت ارژن
درباره ظهور حضرت امیر به هیئت اسد، جریانی در یکی از روایات معراج آمده است که در احسن الکبائر نقل شده. هنگامی که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه جریان دشت ارژن و نجات دادن سلمان اعلی الله مقامه را به خودِ سلمان فرمودند، او تعجب کرد و جریان را خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کرد. ایشان فرمودند: عجیبتر اینکه در معراج، در مقام سدرةالمنتهی که جبرئیل نتوانست بالاتر بیاید، هنگام مناجات با خدا، دربرابرم اسدی را دیدم. چون نظر کردم، دیدم علی صلوات الله علیه است.
تمام این روایت را نقل میکنیم:
«کان امیرالمؤمنین علیهالسلام قاعداً علی سطح بیت یأکل الرطب، و هو اذ ذاک ابن سبع و عشرین و سلمان قاعد فی صحن الدار یرقع خرقة له، فرماه علی علیهالسلام بنواة من رطب. فقال سلمان: تمازحنی یا علی و انا شیخ کبیر و انت شاب حدث السن؟ فقال علی علیهالسلام: یا سلمان حسبت نفسک کبیراً و رأیتنی صغیراً؟ أ نسیت دشت ارزن و من خلصک هناک من الاسد؟ فقال: و لما سمع سلمان ذلک فزع و قال: اخبرنی کیف ذلک؟ فقال علی علیهالسلام: انک کنت واقفاً فی وسط الماء تفزع من الاسد. فعند ذلک رفعت یدک بالدعاء و سألت الله عزوجل انینجّیک منه فاستجیبت دعوتک، و قد کنت انا اذ ذاک امرّ فی تلک الصحراء، فانا ذلک الفارس الذی کان درعه علی کتفه و السیف بیده، فجردت السیف و ضربت الاسد فقسمته نصفین و خلّصتک منه. فقال سلمان: ان لذلک علامة اخریٰ. قال: فمد امیرالمؤمنین علیهالسلام یده و اخرج من کمه طاقة ورد طری، و قال: هذه هدیتک التی اهدیتها لذلک الفارس فی ذلک المکان. قال: فلما رأی سلمان ذلک ازداد تحیراً و اذا بهاتف ینادیه: یا شیخ امض الی رسولالله صلی الله علیه و آله و اقصص علیه قصتک. فمضی سلمان رحمهالله الی رسولالله صلی الله علیه و آله و جعل یقص علیه قصته، و یقول: یا رسولالله انی قرأت نعتک فی الانجیل و رسخ حبک فی قلبی و ترکت جمیع الادیان غیر دینک و کنت اخفی ذلک عن ابی. و لما وقف علی ذلک منی اراد قتلی لکنی منعه عن ذلک اشفاقه علی امی و کان یدبر الحیلة فی قتلی، فکان یکلفنی الاعمال الصعبة و یأمرنی بها. ففررت منه لذلک الی ان وقعت فی بادیة ارزنة. فنمت به ساعة و عرض لی احتلام. و لما انتبهت سرت الی عین هناک و نزعت ثیابی و دخلت الماء لاغتسل من الجنابة. و اذا انا باسد قد طلع من ناحیة و جاء حتی وقف علی ثیابی. و لما رأیت ذلک فزعت منه و جعلت ادعو و اتضرع و اسأل الله النجاة من الاسد. و اذا انا بفارس قد طلع فضرب الاسد بسیفه فقدّه بنصفین، فخرجت انا من الماء و انکببت علی رکابه اقبّله، و کان الفصل فصل الربیع و الصحراء مشتملة علی الورد و الریاحین، فعمدت الی طاقة ورد و اهدیتها له، و لما اخذها منی غاب عنی، فلمار منه بعد ذلک عیناً و لا اثراً. و قد جاءت علی هذه الواقعة بضع و ثلاثمائة سنة و لماقصصها عند احد و قد اخبرنی الآن بذلک ابن عمک علی بن ابیطالب علیهالسلام. فقال رسولالله صلی الله علیه و آله: یا سلمان انه لیس بعجب من اخی، فانی قد رأیت منه اعجب من ذلک. یا سلمان لما اسری بی الی السماء و بلغت سدرة المنتهی تخلف عنی جبرئیل، فعرجت الی عرش ربی، فبینا یناجینی الله تعالی و انا اناجیه و اذا انا باسد واقف قدامی، فنظرت و اذا هو علی بن ابیطالب، و لما رجعت الی الارض دخل علیّ علی علیهالسلام و سلم علیّ و هنأنی بمواهب ربی و عنایاته لی، ثم جعل یخبرنی بجمیع ما جری بینی و بین ربی من الکلام. اعلم یا سلمان انه ما ابتلی احد من الانبیاء و الاولیاء منذ عهد آدم الی الآن ببلاء الّا کان علی علیهالسلام هو الذی نجّاه من ذلک.»
شایان ذکر است این روایت در کتب عامه نیز آمده است و شهادت اهلسنت در این زمینه، در ثبوتِ آن کفایت است. ازجمله آنها محمدصالح ترمذی است که در کتاب المناقب نقل کرده است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻بهمناسبت هشتم ماه صفر، رحلت حضرت سلمان اعلی الله مقامه، تقدیم میشود: تصرف امیرالمؤمنین علیهال
خلاصه روایت این است که حضرت امیر صلوات الله علیه با جناب سلمان اعلی الله مقامه مزاح میفرمودند. سلمان عرض کرد: شما جوان هستید و من پیرمرد. فرمود: ای سلمان، گمان میکنی بزرگسال هستی و من خردسال؟! آیا فراموش کردهای جریان دشت ارژن را و کسی را که در آنجا از شیر نجاتت داد؟
وقتی سلمان این سخن را شنید، ترسید و گفت: آن جریان را به من خبر دهید. حضرت فرمودند: در وسط آب ایستاده بودی و از شیر میترسیدی. دستان خود را به دعاء بلند کردی و از خدا خواستی که تو را نجات دهد. دعای تو مستجاب شد. در آن هنگام من در آن صحرا میگذشتم. من آن سواری بودم که زره او بر کتفش قرار داشت و شمشیر بهدست بود. شمشیر را کشیدم و به شیر ضربهای زدم که دونیم شد و تو را نجات دادم.
سلمان عرض کرد: آن جریان نشانه دیگری هم دارد. حضرت امیر دست خود را در آستین کردند و برگ گلی را که تازه بود بیرون آوردند. فرمودند: این هدیه تو است که در آن مکان به آن سوار هدیه دادی.
وقتی سلمان این نشانه و فرمایش را دید، بر حیرتش افزود و گویا هاتفی ندا داد که ای شیخ، نزد رسولخدا برو و حکایت خود را بازگو.
سلمان رحمهالله نزد رسولخدا رفت و جریان را گفت و عرض کرد: یا رسولالله، اوصاف تو را در انجیل خواندم و محبت تو در قلبم راسخ شد و همه ادیان غیراز دین تو را ترک کردم و از پدرم مخفی میکردم. وقتی از موضوع باخبر شد، خواست مرا بکشد. ولی شفقت و مهربانی مادرم او را مانع شد. اما در اندیشه قتل من بود. مرا به کارهای دشوار وامیداشت و به آنها امر میکرد. تا اینکه از او فرار کردم و به دشت ارزنه (دشت ارژن) رسیدم. نیاز به شستوشو داشتم. در آنجا چشمهای بود. لباس خود را درآوردم و وارد آب شدم. ناگهان شیری دیدم که نزدیک شد و کنار لباسهای من ایستاد. ترسیدم و دعاء و تضرع میکردم و از خدا میخواستم که مرا از آن شیر نجات دهد. ناگهان اسبسواری دیدم که ظاهر شد. شیر را با ضربه شمشیری به دونیم کرد. از آب خارج شدم و بر رکاب او افتادم و میبوسیدم. و چون فصل بهار بود و دشت آکنده از گلها و ریاحین، گلی را کندم و به سوار هدیه دادم. وقتی آن را از من گرفت، پنهان شد. پساز آن اثری از او ندیدم.
سیصد سال از این واقعه گذشت و به کسی چیزی نگفتم. هماکنون پسر عمویت علی بن ابیطالب علیهالسلام مرا از آن جریان خبر داد.
رسولخدا فرمودند: ای سلمان، این از برادرم علی عجیب نیست. من از او عجیبتر دیدهام. وقتی که اِسراء واقع شد و به سدرةالمنتهی رسیدم و جبرئیل دیگر با من نیامد، به عرش پروردگار عروج کردم. در حال مناجات بودم که دیدم شیری برابر من ایستاده است. نظر کردم دیدم او علی بن ابیطالب است. وقتی از معراج به زمین برگشتم، علی علیهالسلام بر من وارد شد و بر من سلام کرد و مرا از آنچه میان من و خدا گذشته بود خبر داد. ای سلمان، بدان احدی از انبیاء الهی و اولیاء از زمان آدم تاکنون مبتلا به بلائی نشده مگر اینکه علی نجاتدهنده او بوده است.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
کتیبۀ «یا سکینة بنت الحسین»
(وسط، از بالا به پایین:🔻)
هُوَ الْبٰاقـٖی
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا سُکَیْنَةُ بِنْتُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ اَبـٖیطٰالِبٍ عَلَیْهِمُ السَّلٰامُ
اِسْمُهٰا آمِنَةُ اَوْ اَمـٖینَةُ بِنْتُ الرَّبٰابِ
🔹[ترجمه: نام او آمنه یا امینه بود و دختر رباب بود.]
سکینه گفت پدر محو نور روی تو باشم
مُدام واله رفتار و خلقوخوی تو باشم
گه وداع تو پیچان چو تاب موی تو باشم
«در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم»
«بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم»
(راست، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ اللهُ الْحَکـٖیمُ فـٖی کِتٰابِهِ الْکَریٖمِ[:]
اِنَّمٰا یُوَفَّی الصّٰابِرُونَ اَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسٰابٍ
نُسِبَ اِلیٰ سَیِّدِالشُّهَدٰاءِ عَلَیْهِ السَّلٰامُ[:]
لَعَمْرُکَ اِنَّنـٖی لَاُحِبُّ دٰارًا
تَکُونُ بِهٰا سُکَیْنَةُ وَ الرَّبٰابُ
🔹[ترجمه: [این شعر] به حضرت سیدالشهداء علیهالسلام نسبت داده شده:
به جانت سوگند که هرآینه من دوست دارم خانهای را
که سکینه و رباب در آن باشند.]
قٰالَتْ عَلَیْهَا السَّلٰامُ فـٖی رَثٰاءِ اَبـٖیهَا الشَّهـٖیدِ صَلَوٰاتُ اللهِ عَلَیْهِ[:]
لٰا تَعْذُلـٖیهِ فَهَمٌّ قٰاطِعٌ طَرَقَه
فَعَیْنُهُ بِدُمُوعٍ ذُرَّفٍ غَدِقَة
اِنَّ الْحُسَیْنَ غَدٰاةَ الطَّفِّ یَرْشُقُهُ
رَیْبُ الْمَنُونِ فَمٰا اِنْ یُخْطِئُ الْحَدَقَة
بِکَفِّ شَرِّ عِبٰادِ اللهِ کُلِّهِمِ
نَسْلِ الْبَغٰایٰا وَ جَیْشِ الْمُرَّقِ الْفَسَقَة
یٰا اُمَّةَ السَّوْءِ هٰاتُوا مَا احْتِجٰاجُکُمُ
غَدًا وَ جُلُّکُمُ بِالسَّیْفِ قَدْ صَفَقَه
اَلْوَیْلُ حَلَّ بِکُمْ اِلّٰا بِمَنْ لَحِقَه
صَیَّرْتُمُوهُ لِاَرْمٰاحِ الْعِدیٰ دَرَقَة
یٰا عَیْنُ فَاحْتَفِلـٖی طُولَ الْحَیوٰةِ دَمًا
لٰاتَبْکِ وُلْدًا وَ لٰا اَهْلًا وَ لٰا رُفَقَة
لٰکِنْ عَلَی ابْنِ رَسُولِ اللهِ ص فَانْسَکِبـٖی
قَیْحًا وَ دَمْعًا وَ فـٖی اِثْرَیْهِمَا الْعَلَقَة
🔹[ترجمه: [سکینه] علیهاالسلام در مصیبت پدر شهیدش صلوات الله علیه اینگونه سرود:
او را سرزنش مکن، زیرا اندوهی بُرنده بر او فرود آمده
پس دیدهاش آکنده از اشکهای ریزان است.
پیشامد روزگار حسین را در کربلا نشانه گرفت
و تیرش بهخطا نمیرود.
[این جنایت رخ میدهد] بهدست بدترینِ همۀ بندگانِ خدا
و نسل زناکاران و سپاهی که از دین خارج شدهاند و تبهکارند.
ای امت بدکار، [دلیلتان را] بیاورید! فردا چه حجتی خواهید داشت
در حالی که بیشترِ شما او (سیدالشهداء علیهالسلام) را با شمشیر زدهاید؟!
عذاب بر همه شما فرود آمده، مگر کسی که به او ملحق شد؛
زیرا شما او را سپر نیزههای دشمنان قرار دادید.
پس ای چشم، در طول زندگانی، خونین باش
بر فرزندان و خانواده و دوستان اشک مریز
بلکه بر فرزند رسولخدا صلی الله علیه و آله
چرک و اشک و لختۀ خون ببار.]
(چپ، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلٰامُ لِابْنِ اَخـٖیهِ الْحَسَنِ الْمُثَنّیٰ[:]
وَ اَمّٰا سُکَیْنَةُ فَغٰالِبٌ عَلَیْهَا الِاسْتِغْرٰاقُ مَعَ اللهِ فَلٰاتَصْلُحُ لِرَجُلٍ
🔹[ترجمه: امام حسین علیهالسلام به برادرزاده خود، حسن مثنّی، فرمود:
اما سکینه، حالت غرق خدا بودن بر او غالب است؛ پس برای [ازدواج با] هیچ مردی مناسب نیست.]
کَلَّمَهَا الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلٰامُ حـٖینَ الْوِدٰاعِ مُصَبِّرًا[:]
سَیَطُولُ بَعْدٖی یٰا سُکَیْنَةُ فَاعْلَمـٖی
مِنْکِ الْبُکٰاءُ اِذَا الْحِمٰامُ دَهٰانـٖی
لٰاتُحْرِقـٖی قَلْبـٖی بِدَمْعِکِ حَسْرَةً
مٰا کٰانَ مِنِّی الرُّوحُ فـٖی جُثْمٰانـٖی
فَاِذٰا قُتِلْتُ فَاَنْتِ اَوْلیٰ بِالَّذٖی
تَأْتـٖینَهُ یٰا خَیْرَةَ النِّسْوٰانِ
🔹[ترجمه: درهنگام وداع، امام حسین علیهالسلام سکینه را چنین به صبر فراخواند و فرمود:
سکینه جان! بدان وقتی مرگم فرارسد، پساز من گریه تو طولانی خواهد بود.
دل مرا با اشک حسرتبار خود مسوزان، تا زمانی که جان در بدن دارم.
آن گاه كه من كشته شدم، تو سزاوارترى كه زنان براى تسليت گفتن به گِردت جمع شوند، اى بهترينِ زنان!]
رُوِیَ ثُمَّ اِنَّ سُکَیْنَةَ اِعْتَنَقَتْ جَسَدَ
الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلٰامُ فَاجْتَمَعَ
عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرٰابِ حَتّیٰ جَرُّوهٰا عَنْهُ
🔹[ترجمه: روایت شده که سکینه بدن امام حسین علیهالسلام را درآغوش گرفت.
پس عدهای از عربهای بادیهنشین جمع شدند تا اینکه او را بکِشند [و جدا سازند] از بدن پدرش.]
اسماعیلی قوچانی
خرداد ۷۲
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸آیا منظور از روز اربعینِ هر سال چهلمین روز بعداز عاشورای همان سال است، که در این صورت سالهایی که ماه محرم ۲۹ روز است، باید بیستویکم ماه صفر را اربعین بگیریم.
🔸یا چون آن واقعه هائله در سال ۶۰ یا ۶۱ هجری بوده و ظاهراً در آن سال ماه محرم ۳۰ روز بوده و بنابر این اربعین در بیستم صفر واقع شده، ظرف زمانی بیستم صفر برای ظهور حقیقت اربعین در این دنیا تأصل پیدا کرده و همواره اربعین در بیستم صفر است اگرچه بهحسب ظاهر ۳۹ روز پساز عاشورا باشد؟
🔸یا اصلاً حقیقت اربعین تکمیل ۴۰ دوره یا مرحله (۳۰ دورۀ قابلیت و ۱۰ دورۀ مقبولیت) است برای آمادگی شیعه برای شدِّ رِحال و قصد [زیارت] امام، بعداز آن علوِّ کبیرِ دشمنان، و دخلی به ۴۰ روز یا کمتر و بیشتر ندارد. ازاینرو برای افراد مختلف مختلف است و هر فردی که این آمادگی را در خود یافت، میتواند بعداز روز عاشورا بهقصد زیارت اربعین شدّ رحال کند و [به زیارت] مشرف شود؟
🔸یا اینکه اربعین همان چهلمین روز بعداز عاشورا است و همواره روز بیستم صفر است، چنانکه در کفایه و احسن التقویم آمده است؟ چون طبق احادیثِ عدد (نه رؤیت) ماهها، یکیدرمیان، یکی کامل و یکی ناقصاند و محرم ماه کامل است. ازاینرو حقیقتًا همواره ۳۰ روز است و اربعین همواره بیستم صفر است اگرچه بهحسبِ ظاهرِ رؤیت اینگونه نباشد؟
🔸یا اینکه ما مکلف به حقیقت امر و سرّ اربعین نیستیم و آنچه به آن مکلف هستیم زیارت اربعین است که حدودش (زمان و مکانش) را در کتاب مبارک کفایه تعیین فرمودهاند: «... در روز اربعین که بیستم ماه صفر است آن بزرگوار علیهالسلام را زیارت کند در هر مکانی که باشد» و اگر در عراق بودیم در روزی که شیعیان عراق بیستم صفر میدانند، زیارت اربعین را بهجا میآوریم و اگر در ایران بودیم مطابق شیعیان ایران؟
🔸یا اینکه در استهلال ماهها، جز دو ماه مبارک رمضان و ماه ذیحجه، چندان اهتمامی در جوامع اسلامی حتی دربین متدینین نیست و نوعاً شیعیان به همان تقویمهایِ محاسبهایِ دولتی اکتفاء میکنند. پس اگرچه بیستم صفر را در کفایه تعیین فرمودهاند و ما مکلف به آن هستیم اما احتیاط در این است که در روز قبل و روز بعد از بیستمِ صفرِ تقویمِ دولتی نیز زیارت اربعین را بهجا آوریم مگر اینکه یا خودمان استهلال کرده باشیم و هلال شب اول ماه صفر را دیده باشیم یا شخص ثقه به ما خبر داده باشد؟
@AghayedNet
AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ 🔸آیا منظور از روز اربعینِ هر سال چهلمین روز بعداز عاشورای همان سال است، که در این صورت
پاسخ:
🔹باسمه تعالی
از نظرِ قاصرِ این مقصر بیستم صفرِ سالِ شهادتِ حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلا بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود، بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد. ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز «اربعین» نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیه السلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روز زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام [در این باره] حدیثی نرسیده و همچنین از ائمۀ دیگر علیهمالسلام.
پس اربعین حقیقی همان روز ورود جابر به کربلا است و اربعین[های] دیگر تا ظهور، و روزِ بیستمِ هر ماه صفر نماد آن اربعین است. زیرا آن شدّ رحال برای زیارتِ ولیِّ خدا اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند و در هر سال درمیان شیعیان این سنت انجام یابد اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز بیستم صفرشان نسبت به عاشوراشان چهل روز و یا کمتر باشد. زیرا ازنظر روایاتِ معتبر ماه محرم کم و کامل میشود [چراکه] فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال [است] در تمام بودن و ناقص بودن و از این جهت عمل به رؤیت شایع و ازنظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد و ازطرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً دربارۀ ماههای دیگر به حساب آنها عمل میکردهاند و کسی در فکر استهلال نبوده.
همچنان که در همۀ کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که دربارۀ اعمال سال نوشته شده و میشود، مطابق همین حساب عمل میشود و نمیشود آن را حسابِ تقویمِ دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است. ممکن است درست نباشد و از این جهت درخصوص ماه رمضان و عید فطر حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل کنند و باید تابع رؤیت باشند.
بههرروی مراد از اربعین در هر سال بیستم صفر است، خواه نسبتبه عاشورای آن سال ۴۰ روز باشد یا ۳۹ روز باشد. تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند، مربوطبه همان اربعین اول است. از این جهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلا برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده.
درخصوص پیاده به زیارت رفتن در اربعین هم فرمایشی نرسیده. ولی این همت شیعیان عراق بوده که به [این] دو امر (شد رحال برای زیارت اربعین و پیادهروی اربعین) این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای انجام میدهند.
#پرسش_و_پاسخ
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
کتیبۀ «یا علی بن الحسین الاکبر»
(وسط، از بالا به پایین:🔻)
هُوَ اللهُ الْکَبـٖیرُ
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ عَلِیًّا الْأَکْبَرُ
وه چه علی اکبری! آنکه چو مهر خاوری/درگذرد ز چرخ اگر، هی به تکاور آورد
(راست، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ اللهُ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ[:]
اِنَّ اللهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنـٖینَ اَنْفُسَهُمْ وَ اَمْوٰالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فـٖی سَبـٖیلِ اللهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا
فِی التَّوْریٰةِ وَ الْاِنْجـٖیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ اَوْفیٰ بِعَهْدِهٖ مِنَ اللهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذٖی بٰایَعْتُمْ بِهٖ وَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظـٖیمُ
قٰالَ الصّٰادِقُ عَلَیْهِ السَّلٰامُ[:]
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ اَمـٖیرِالْمُؤْمِنـٖینَ
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ خَدٖیجَةَ وَ فٰاطِمَةَ
صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ (۳) لَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ (۳)
اَنَا اِلَی اللهِ مِنْهُمْ بَرٖیءٌ (۳)
(چپ، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلٰامُ[:]
اَللّٰهُمَّ اشْهَدْ عَلیٰ هٰؤُلٰاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلٰامٌ اَشْبَهُ النّٰاسِ خَلْقًا
وَ خُلْقًا وَ مَنْطِقًا بِرَسُولِکَ کُنّٰا اِذَا اشْتَقْنٰا اِلیٰ نَبِیِّکَ نَظَرْنٰا اِلیٰ وَجْهِهٖ
قٰالَ الْاِمٰامُ الْحَسَنُ الْعَسْکَرِیُّ عَلَیْهِ السَّلٰامُ[:]
یٰا اَوَّلَ قَتـٖیلٍ مِنْ نَسْلِ خَیْرِ سَلـٖیلٍ مِنْ سُلٰالَةِ
اِبْرٰاهـٖیمَ الْخَلـٖیلِ صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ وَ عَلیٰ اَبـٖیکَ
اِذْ قٰالَ فـٖیکَ: قَتَلَ اللهُ قَوْمًا قَتَلُوکَ یٰا بُنَیَّ
مٰا اَجْرَأَهُمْ عَلَی الرَّحْمٰنِ وَ عَلَی انْتِهٰاکِ
حُرْمَةِ الرَّسُولِ عَلَی الدُّنْیٰا بَعْدَکَ
الْعَفٰا[.] کَأَنّـٖی بِکَ بَیْنَ یَدَیْهِ مٰاثِلًا
وَ لِلْکٰافِرٖینَ قٰاتِلًا، قٰائِلًا[:]
اَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ/نَحْنُ وَ بَیْتِ اللهِ اَوْلیٰ بِالنَّبِیِّ
اَطْعَنُکُمْ بِالرُّمْحِ حَتّیٰ یَنْثَنـٖی/اَضْرِبُکُمْ بِالسَّیْفِ اَحْمـٖی عَنْ اَبـٖی
ضَرْبَ غُلٰامٍ هٰاشِمِیٍّ عَرَبِیٍّ/وَاللهِ لٰایَحْکُمُ فـٖینَا ابْنُ الدَّعِیِّ
حَتّیٰ قَضَیْتَ نَحْبَکَ وَ لَقـٖیتَ رَبَّکَ اَشْهَدُ اَنَّکَ
اَوْلیٰ بِاللهِ وَ بِرَسُولِهٖ وَ اَنَّکَ ابْنُ رَسُولِهٖ وَ حُجَّتُهُ وَ اَمـٖینُهُ وَ ابْنُ حُجَّتِهٖ وَ اَمـٖینِهٖ
🔹[ترجمه: امام حسن عسکری علیهالسلام [در زیارت شهداء کربلا] میفرماید:
ای نخستین شهید از نسل بهترین زاده از دودمان
ابراهیم خلیل. صلوات خدا بر تو و بر پدرت باد،
آنگاه که دربارهات فرمود: «خدا بکشد گروهی را که تو را کشتند، ای فرزندم!
چقدر بر خداوند رحمان جسور شدند و چه بیحد حرمت پیامبر را شکستند!
بعداز تو خاک بر سر دنیا!»
گویا تو را میبینم که دربرابرش [= سیدالشهداء علیهالسلام] ایستادهای
و بر کافران حمله میکنی و اینچنین رجز میخوانی:
«منم علی بن حسین بن علی / به خانۀ خدا سوگند، ما به پیامبر [از همهکس] سزاوارتریم.
[آنقدر] با نیزه به شما میکوبم تا [نیزهام ازشدت ضربات] خم شود / با شمشیر بر شما میزنم و از پدرم دفاع میکنم
چنانکه جوانی هاشمی و عربی میجنگد / به خدا سوگند، فرزند زنازاده بر ما حکومت نخواهد کرد»
تا آنکه پیمان خود را بهانجام رساندی و به دیدار پروردگارت شتافتی. شهادت میدهم که تو
به خدا و رسولش سزاوارتری و تو فرزند پیامبر خدایی و حجت و امین خدایی و فرزند حجت و امین اویی.]
اسماعیلی قوچانی ۶۹/۴/۲۵
@AghayedNet
🔺پایاننامهای با محوریت اشعار و مراثی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
🔸الاسالیب الإنشائية الطلبية و دلالاتها فی شعر الشیخ احمد بن زینالدین الاحسائی الملقب بـالأوحد
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸فرموده بودید زیارت امام حسین علیهالسلام در عاشورا در کربلا افضل از زیارت اربعین در کربلا است؟
پاسخ:
🔹درباره زیارت روز عاشورا رسیده است که اگر کسی در شبوروز عاشورا امام حسین را در کربلا زیارت کند، مثل آن است که در خون خود غلتیده در رکاب امام حسین علیهالسلام. اما درباره زیارت اربعین در کربلا تأکیدی نرسیده است. فقط رسیده است که زیارت امام حسین علیهالسلام در روز اربعین در هرجا از علامات مؤمن است که منظور شیعه مقابل سنی است.
🔸در ایام اربعین که کربلا شلوغ است، آیا مشکلی دارد که خانمها به کربلا مشرف شوند؟
پاسخ:
🔹با اجازه و رضایت شوهر و رعایت امور شرعی و دستورات بهداشتی اشکالی ندارد.
@AghayedNet