خورشید روزی
برای همه به یک اندازه طلوع خواهد کرد
اما شاید ما آن روز را نبینیم.
گفتند تخیل تنها راه نجات است،چه بلایی ممکن است سر آدمی بیاید که حتی توان تخیل هم نداشته باشد؟
زندگی از اونجایی سخت شد که برای عادیترین خواستههامون کلی صبر کردیم و وقتی بهش رسیدیم هیچ حسی نداشتیم.!
شازده کوچولو:آ دمها کجایند؟!
گلِسرخ: باد به اینور و آن ور میبرَدشان،این بی ریشگی، حسابی اسبابِ دردسرشان شده...!
رفتنت
آنقدرها که فکر میکنی
فاجعه نیست؛
من مثل بیدهای مجنون
"ایستاده"میمیرم...
تضاد عمیقی بین من و من هست
من ساکت نشسته، چشماش بی تفاوت،
کوهم نمیتونه تکونش بده
ولی من داره فریاد میزنه، اشکاش از روی
صورتش پاک نمیشه، حرف ها و حرکت ها
هر لحظه بیشتر کمرشو خم میکنن.