مردم به دنیا می آیند تا زندگی کنند اما من هر چه بیشتر زندگی کردم بیشتر آنچه که درونم بود را از
دست دادم و کار به جایی رسید که خالی شدم.
ـــ چرا همیشه حال همرو می پرسی و به مشکلاتشون گوش میدی ؟
+وقتی من به کمک نیاز داشتم هیچکس پیشم نبود، نمی خوام کسی این حسو تجربه کنه.
‹اغمــٔـا›
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم . .
منم آن شاعر درمانده ی خودکار به دست
که نداند به چه تشبیه کند دردش را . .