غمگین که باشیم فرو میریزیم
مثل اشک نه، مثل دیوار شهر
که هر کس چیزی بر آن به یادگار نوشته است.
بیچاره ترین حالت ممکن ما آن لحظه ای بود که منطق این دنیای بی منطق را پذیرفتیم...
فک میکردم هیچ وقت قرار نیست بیتفاوت
بودنو یاد بگیرم، ولی الان میبینم دیگه هیچ
چیزی از یه حدی برام مهم نیست، نه آدما، نه سلامتیم، نه روحم و نه هر چیز دیگهای..
‹اغمــٔـا›
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود . .
مرا از چشم انداخت خوبی های بی حدم
که دل را می زند هرچه که بسیار شیرین است . .
میگفت: تنهایی دوست داشتنی نیست اما
خواستنی تر از تمامِ
دوستت دارم های مسموم است.
مگر تا کجا میتوانی به دلت بگویی
ببخشید که باورم شد؟!
اگر سه تا گلوله داشتم و میتونستم سه نفر رو که خیلی تو زندگی اذیتم کردن بکشم، به سر خودم سه بار شلیک میکردم.
تمام چیزی که من رو میترسوند این بود که احساس سابق رو به همون آدمای همیشگی نداشتم.