‹اغمــٔـا›
زیبایی کتاب:
اینکه کسی انسان را بیازارد، به آن معنی نیست که انسان میتواند از دوست داشتن او دست بردارد..
ولی همه اونایی که رفتن یه روز برمیگردن دقیقا موقعی که ما یادمون نمیاد کجای زندگیمون بودن.
میگفت: من بلدم کجا چه جوابی
باید بدم اگه حرفی نمیزنم و سکوت میکنم،
واسه اینه که حوصله ندارم.
حس اون پروانه ای رو دارم که گیر
تار عنکبوتی افتاده که عنکبوتش مُرده
نه میتونم پرواز کنم نه میتونم بمیرم:))
‹اغمــٔـا›
در غلغله جمعی و تنها شدهای باز آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی . .
اسرار غمش گفتم در سینه نگه دارم،
رسوای جهانمکرد این رنگ پریدنها . .