زیاد فکر کردن راجع به همه چیز آدمو داغون
میکنه، بضی وقتا بذارید خودش اتفاق بیوفته.
تنها که میماند، سخت افسرده بود و
می خواست کسی را صدا کند تا همدمش
باشد اما از پیش می دانست که با دیگران
حالش از این که بود بدتر می شد.
در جواب اینکه میپرسند
هنوز تنهایی یا نه باید گفت :
خسته تر از آنم که دوباره
خودم را به کسی یاد بدهم!
‹اغمــٔـا›
؛
میخواستم به حقیقت برسم
میخواستم از این جهان سراسر دروغ
بیرون بزنم. جهانی که در آن حقیقت
را از زبان هیچکس نمیتوان شنید.
میگفت: انقد باید آدم ببینی
انقد باید آدم بد ببینی
تا یاد بگیری آدم خوبو چجوری
با چنگ و دندون کنار خودت نگه داری.!