تو فهمیدی من ازت ناراحتم و حتی سعی نکردی از دلم در بیاری. این بیشتر از قبل ناراحتم کرد !"
ما درست وقتی بزرگ میشیم که بفهمیم.
خوبی و بدی وجود نداره زشتی و قشنگی وجود نداره خوشبختی و بدبختی وجود نداره حقیقت و دروغ وجود نداره.
و ما یک حسرت ماندگار از جهانی خواهیم بود که نه میدانیم چیست و نخواهیم فهمید.
فریادش را جار میزد.
مجنون بود،
دیوانه ی عاشق.
اما لال هم بود!
صدایش شنیده نمیشد.
این بود که شد؛
لال و مجنون!