بهش بگو دوسش داری؛
چون تو نگی یکی دیگه میاد
با اینکه مثل تو دوسش نداره
ولی دلشو برده
بعضی وقتا یه دقیقه از یک آهنگ
جوری به گذشته برمی گردوندت که هزار تا ماشین زمان
این کارو باهات نمیکنه(!
مشتهایم زخمی شده بودند و رد خون
روی آنها باقی مانده بود.
اینبار این من بودم که به خودم صدمه میزدم
و نه هیچکس دیگر.
‹اغمــٔـا›
اگه کسی امروز اینو بهت نگفته من بهت میگم؛
اگه کسی امروز بهت نگفته من بهت میگم؛
بعضی آدمها رو نمیشه فقط با دل دوست داشت. باید با تمام جان دوست داشت. برای همینه که دل براشون تنگ نمیشه. جان تنگ میشه …
‹اغمــٔـا›
بعضی آدمها رو نمیشه فقط با دل دوست داشت. باید با تمام جان دوست داشت. برای همینه که دل براشون تنگ نم
یه افسانه قدیمی هست که میگه: