‹اغمــٔـا›
؛
من واسه چیزایی که از دست دادم هیچوقت ناراحت نشدم، واسه چیزایی ناراحت شدم که فکر میکردم واسه خودمن ولی بعد ها فهمیدم نبودن..
بعضی وقتا به این فکر میکنم این همه حرف نگفته کجا جمع میشه؟ تو دل؟ مگه جنسِ دل چیه؟! چقدر تحمل داره؟!
کاش میشد کوچ کنم ، از اتاقم ، از لباس هایم ، از جسمم ، از فکر هایم ، کاش میشد از روحم هم بروم و دیگر باز نگردم:))
‹اغمــٔـا›
او آدم بسیار سر سختی بود با لبخند صبحش را شب میکرد و با گریه شبش را صبح . . !' #دست_نوشته
و اگر روزی مرا گم کردید . .
در کوچه پس کوچه های خیابان های دلتنگی دنبالم بگردید
پیدا کردنم سخت نخواهد بود !(:
#دست_نوشته
- میترسم...
+ نترس، بترسی همه چی بدتر میشه؛ نذار از ترست تغذیه کنن برای کشتن خودت !
من اونقدرام که فکر میکنید آدم بدی نیستم.
من فقط یکم عصبیم
یکم ناراحت
یکم خشمگین
یکم تنفر
وگرنه حرفای قشنگ بلدم.