دلم میخواد مغزم و از سرم در بیارم بذارم جلوم، براش یه لیوان چایی بریزم و بگم عزیز من میشه اینقدر فکر و خیال نکنی؟ میشه اینقدر به همه چیز فکر نکنی؟ میشه بیخیال شی و اینقدر نشینی به همه چی فکر کنی؟ چون واقعا داری بفنام میدی.
وقتی حالم خوب نیست کنترل حرف ها و رفتار هامو از دست میدم، نه اینکه ندونم دارم چیکار میکنما ! نه، میفهمم دارم چه گندی میزنم و با علم به اینکه دارم گند میزنم به گند زدن ادامه میدم.
انگار موقع ناراحتی هورمون گند زدن تو مغزم ترشح میشه، هورمونِ بدترین و شرور ترین و ابله ترین قسمت های مغزمو به کار میندازه و کل تلاش هامو برای ارتباط خوب با ادم ها رو به فنا میده.
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
اگه در زمان حال بد آدما کنارشون نبودین تو حال خوبشونم نباشین:))!