به یه جایی میرسی که دیگه نه کسی رو دوست خودت می دونی و نه کسی رو دشمنت، همه غریبههایی هستن که خاطرههای خوب یا بد برات میسازن و میرن . .
نمیدونم ؛ کاش بعضی وقتا واسه یه مدتی تموم شم ، قایم شم ، نبینم ، نشنوم ، حس نکنم ((:
دلتنگی که دست خودِ آدم نیست انگار یهو یه چیز دور قلبت و گلوت میپیچه میخواد خفت کنه.