هدایت شده از طهرانِ دیروز!
«کافه گردی با تو در بهمن میچسبد عجیب
گورِ بابای همه اُستاد و درس و امتحان...!»
-اميرحسينزاهدى
انگار یه تیر خورده توو سینت ، درش میاری ، میبینی خون ریزی بیشتر میشه ، دوباره مجبور میشی فرو ببریش تو تنت.
نیاز به توضیح بیشتری نیست . .
رشد دردناك است
تغییر دردناك است ؛
امّا هیچ چیزی دردناکتر
از ماندن و گرفتار شدن
در وضعیتی نیست که به آن تعلق ندارید !
سعی میکنم خودمو جاش بزارم
اونم درک کنم،
ولی هر دفعه میبینم
چقد کارا میتونست بکنه و نکرد،
همشم سره اون غرور لعنتیش ...