‹اغمــٔـا›
داوری نکنید تا بر شما داوری نشود و حکم نکنید تا بر شما حکم نشود. چه بسیار انسان هایی که با سرزنش دی
گذشتن که آره، همه چی میگذره،
ولی مهم اون آدمیه
که تو این پروسه گذشتن نابود میشه
و کسی متوجه نمیشه(:
#ممبرنویس
چقدر لابهلای واژه ها گریه کردیم و کسی نفهمید !
ولی من غمم را دوست دارم
این را دانسته ام که غم، عزیز است...
‹اغمــٔـا›
-در آخر قول ها، کلمه ای بیش نبودند؛
-ما هنرپیشه ی خندان درون گراییم؛
احساس میکنم که دارم تغییر میکنم ؛
دیگه عین همیشه نمیخندم ،
عین همیشه نه لبخند میزنم و نه حرف میزنم.
این اواخر فقط از همهچیز خیلی خستهام ..
احساس یه بچهایرو دارم که تازه بستنی خریده ، باهاش خورده زمین و دهنش پر خونه و بستنیشم افتاده تو جوب.
و تنها دلخوشی که داشت و از دست داده ..
دلتنگی چیز مزخرفیه انگار تویه ی اتاقی و خودتو به در و دیوار میکوبی تا بیای بیرون ولی هیچ راهی برای فرار وجود نداره:))))