باید یقه خودمو بگیرم و بگم چته؟چرا هر کاری میکنم هیچوقت برات کافی نیست؟چرا هر کاری میکنم خوشحال نمیشی؟چرا هیچوقت نمیذاری برات کافی باشم?!
یک توده در حال فسخ و تجزیه بودم ، گویا همیشه اینطور بوده و خواهم بود ، یک مخلوط نامتناسبِ عجیب !.
وقتی انسان آموخت که چگونه با رنجهایش تنها بماند ، آنوقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد:)