اکنون من در خیابان هایِ این شهر گمشدهای که هیچکس دنبالم نمیگردد هستم ؛ مدام درحالِ فرار از چیزی به نام "من" بیشتر و بیشتر گم میشوم..
ابتدا فکر میکردم شاید یک اتفاق ساده باشد تا اینکه بعد از آن هیچ اتفاق دیگری در من رخ نداد.
یادت نره که من همینجام ، دقیقاً توی یکی از کوچههای بنبست قلبت گیر افتادم ، فراموشم نکن:))))
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
به مقصد میرسی ؛ اما نه همانند زمانی که به سمتِ مقصد گام برداشته بودی:))!