گفت : وقتی که غمگین شدی و کسی برایِ خنداندنت تلاشی نکرد، آن زمان حتماً مرا به یاد خواهی آورد:)
مرگ تنها نفس نکشیدن نیس ، من مردگان بیشماری رو دیدم که راه میرفتن ، حرف میزدن ، سیگار میکشیدن !
به نرسیدن ها عادت کردهام ، جزئی از وجودم شدهاند ، حتی در تمامی داستانها و تصورات ساخته و پرداخته ذهنم ، خسته و پریشانم ، گوشهای پرداختهام ودرحال سوگواری برای تلاش های بیسرانجام میباشم.
انگار قرار نیست راحت بشیم، مثل تنه درختی که رو اقیانوس شناوره، نه غرق میشه نه به ساحل میرسه..
‹اغمــٔـا›
سکوت میدرد حنجره را.
چرا که اکثر فریادها نهفته در همین سکوت هاست . . .