انگار قرار نیست راحت بشیم، مثل تنه درختی که رو اقیانوس شناوره، نه غرق میشه نه به ساحل میرسه..
‹اغمــٔـا›
سکوت میدرد حنجره را.
چرا که اکثر فریادها نهفته در همین سکوت هاست . . .
حالا رخت چرکین روزمرگز را در آور و بگذار که با نیش نیمه شب، پوست و استخوانت دریده شود..
من قیافهام خیلی شکسته شده، موهایم سفید شده و فکر آینده خفهام میکند ولی بگذریم، بگذریم.