دلم میخواهد از این خانه خارج شوم ، راه بروم، راه بروم و دیگر هرگز به اینجا باز نگردم !(:
گفتم : آینده جوابِ این مشقتهارا خواهد داد.
گفت : سالهایی را که از دستمان رفته چهکسی به ما پس میدهد ؟!
من فقط آرزو کردم بزرگ شم که دیگه محتاج کسی نباشم چیزیو از بالای کابینت و یخچال بهم بدن ، اصلا برنامهای برای این حجم نگرانی نداشتم..
یه وقتایی تصمیم میگیری عوض شی نشون میدی که به آینده امیدواری ، آهنگ شاد پلی میکنی و شیطنت میکنی، یه مدت هم ادامه میدی و بعدش به اندازه تمام مدتی که خودتو نگه داشتی و تظاهر کردی ، گریه میکنی :)))