‹اغمــٔـا›
-سکوت بر در و دیوارِ اتاق ، راهِ فرار میخواهد؛
-نمیگنجد خیالِ دیگری در سینهِ تنگم؛
من عاشقانه دوستش داشتم و او عاقلانه طردم کرد ؛
منطق او حتی از حماقتِ من احمقانهتر بود .
هیچکس بابتِ رفتاری که با من کرد
عذر خواهی نکرد، فقط منو
بخاطرِ واکنشم سرزنش کردن ..