از من چیزی باقی نمانده جز
کلمه هایی که در سرم میرقصند
و حرف هایی که گفته نمیشوند.
از من
چیزی باقی نمانده جز
فکرهایی که هیچ وقت رهایم نکردند
من
چیزی ندارم جز
چیزهایی که هیچوقت کسی نخواهد فهمید.
‹اغمــٔـا›
اونجا که تتلو میگه: هی اشکا میخاد بریزه، من پلک میزنم ومیخندم.
اونجا که شایع میگه: از لای پنجره جوونیمُ فوت میکنمُ
دود میشمُ دود میکنمُ