‹اغمــٔـا›
یه تعریف قشنگ از دلتنگی شنیدم که میگه:
دلتنگی یعنی :
صدای کسی که دوسش داری
رو بشنوی،ولی وقتی سرتو برمیگردونی
کسی رو نمیبینی، همینقدر غم انگیز (':
مثل فیلمی که اجازهی اکران
به او نمیدهند ؛
حسرتی عجیب دارم !
کاش میشد
مرا ببینیام . . .
وَ من همچنان به دوست داشتنت مشغولم !
همـانند سربازی که سال ھاست در مقری
متروکه بیخبر از اتمام جنگ هنوز
نگھبانی میدهد .