‹اغمــٔـا›
؛
هوای رفتنم هست؛
افتان و خیزان!
به سویی که نمیدانم
و به جایی
که جایی نخواهد بود .
‹اغمــٔـا›
اونجا که شایع میگه: از لای پنجره جوونیمُ فوت میکنمُ دود میشمُ دود میکنمُ
اونجا که هیچکس میگه: زندگی تلخ نیست؛ زندگی ترشه که همه چشماشونو بستن
بی حوصلگی از سرتاپام موج میزنه.
اینجوریم خب که چی؟
تهش که چی؟
برام مهم نیست.
ولم کن.
باهام حرف نزن.
اگه فقط یه کار میتونستم در حقِ خودم انجام بدم
پاک کردنِ تمامِ محتوای حافظم بود .
هیچوقت اینگونه احساس نکرده بودم که تنهایی دستش را بر دور گردنم حلقه کرده و بر شانه هایم نشسته.