در نیزار پرنده ای اندوهگین میخواند؛
گویی چیزی را بیاد آورده
که بهتر بود فراموش کند . . .
‹اغمــٔـا›
-کاش بشه لا به لای اين مُردن ها زندگی کرد؛
-در من کسی میل به پایان دارد؛