آدمیزاد بندهی عادته ؛
به هرچیزی عادت میکنه .
همه چیز واسش عادی میشه .
زمان میبره. یهو به خودت میای میبینی ماجرایی که قبلا گلوت رو فشار میداده الان فقط یه تصویر محو ازش داری بدون جزئیات .
در لابهلایِ درزهای قلبم بادی سرد نفوذ میکند ،
انگار میخواهد خبر مرگ خورشید را برساند !
میگفت:
-وحشتناكترین قسمت رفتنا زمانیه ك از خواب بیدار میشی و یادت میفته آره ؛ تموم شده و خواب نبود. . .