میگفت:
-وحشتناكترین قسمت رفتنا زمانیه ك از خواب بیدار میشی و یادت میفته آره ؛ تموم شده و خواب نبود. . .
خیلی دلم می خواهد بروم ، به جایی دور ، بسیار دور ؛ به مکانی بروم که هرگز باز نگردم . .
دکتر هیچ خبر داشتی نهنگا خیلی بدبختن؟!
اونا هر چی گریه کنن دل دلبرشون نمیلرزه
دلبراشون فکر میکنن آب دریاست که رو صورتاشونه
برای همین یهو دل نهنگا میپوکه برای همین یهو میریزن کنار ساحل و میمیرن .
نخند دکتر؛من خودمم یه نهنگ مُردم.!