من از فریب دادن خودم میترسم،
میترسم که به واقعیت آن طور نگاه کنم
که خودم دلم میخواهد نه آنطور که واقعا هست ..
میگفت:
هرکسی که منو میشناخت صدام میکرد منطقی ، بی احساس ، گاهی هم سنگدل اما واقعا اینطوری نبودم حتی شاید از پراحساسترین آدما هم احساساتیتر بودم ، اما اعتقاد داشتم نباید افسار این احساسات رو رها کنم ، نمیخواستم بی موقع اسیر عشق باشم همه احساساتم را سرکوب کردم ، تا آدمش برسد ، تا موقعش برسد ، تا احساسش کنم ، رسید اما نشد:)))
آدمای زندگی من جایی نرفتن؛
جمله شدن توی متنایی ك مینویسم،
غم شدن رفتن تو قلبم،
آهنگهای غمگین پلیلیستم شدن،
دلیل شب نخوابیدنا شدن.
هیچجا نرفتن !
- کجایند کسانی ک چون جانمان گرانبها
بودند و حالا تنها غمشان در ما ریشه زده است ..