یکی خاطراتش را دود می کند یکی دل تنگی هایش را و دیگری خودش را، بی آن که حتی سیگاری آتش زده باشد ؛
قرنهاست که ما ملّتِ فردا هستیم. در زندگیِ غمانگیزمان امروزْ نداریم، و همه چیزمان شده: انشاءاللّه دُرُست خواهد شد، برادر!
به آیندگان بگو که شبِ ما چقدر شب بود و روز و روزگارِ ما چگونه مُرد و پیکرِ رؤیا باختهی ما در کدام درّه یا پستو پرت شد ، رها شد ، لگد شد.