『 عَطرِ آغوشِ تو 』
«صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم؟!
ماه بیجا بکند مثل تو زیبا بشود»
『 عَطرِ آغوشِ تو 』
قهوه و شعر و خیالِ تو و این باد خنک
باز لبخند بزن قهوه شکر میخواهد :))
مرا ببوس..
بگذار پاییز سردرگم شود؛
که عشق از او آغاز شد، یا از بوسه های تو...
لعنتی جوری مرا دلبستهی خود کرده که ،
در خیالم هم نمیدیدم چنین عاشق شوم .