من از دنیا چیز زیادی نمیخواهم؛
کمی آرامش،
کمی سکوت
و آغوشی که آخرش تو باشی..:))
『 عَطرِ آغوشِ تو 』
گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم
داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم.
- مولانا
به او گفتم که میمانی نگاهم کرد و اندیشید ،
همین مکث پر از حرفش عذابم را دوچندان کرد .
گاه با خود میگویم،
آیا به همان اندازه که من او را دوستمیدارم او هم مرا دوست میدارد ..؟!