💐امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند :
بیمارانتان را با صدقه درمان كنید، حتی شده غذای خود را صدقه دهید،گاه سند قبض روح بنده ای به فرشته مرگ داده میشود، اما آن بنده صدقه میدهد به آن فرشته گفته میشود سند را برگردان.
📚بحارالانوار ۳۲/۱۲۳/۹
امام صادق عليه السلام فرمودند:
مامَشَى الْحُسَیْنُ علیه السلام بَیْنَ یَدَىِ الْحَسَنِ علیه السلام قَطُّ وَلابَدَرَهُ بِمَنْطِقٍ إِذا اجْتَمَعا تَعْظیما لَهُ.
امام حسین علیه السلام به خاطر رعایت احترام، هیچ وقت جلوى امام حسن علیه السلام راه نرفت و زمانى که با هم بودند ابتدا به صحبت نکرد.
مشکاة الانوار ص 170
امام حسين عليه السلام
💫🌟قَالَ علیه السلام وَا عَجَبَاه أَ تَکُونُ الخِلَافَةُ بِالصّحَابَةِ وَ القَرَابَةِ
💫🌟شگفتا! آیا خلافت به صحابی بودن و خویشاوندی (با پیامبر (صلی الله علیه و آله)) بستگی دارد). سیدرضی می گوید: از آن حضرت شعری در این باره نقل کرده اند: اگر تو به سبب شورا زمام امر مردم را به دست گرفتی پس این چگونه شورایی بوده است که مشورت کنندگان در آن حضور نداشتند؟ و اگر به خویشاوندی بر مخالفان آنان پیروز شدی، دیگری (علی (علیه السلام) به پیامبر (صلی الله علیه و آله) سزاوارتر و با او خویشاوندتر است.) این سخن از امام (علیه السلام) پس از بیعت مردم با عثمان نقل شده است، و این عبارت پاسخنامه ی سخنی است که امام (علیه السلام) راجع به استحقاق عثمان برای خلافت- یکبار به دلیل شورا و بار دیگر به دلیل این که او از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) است، شنیده بود. توضیح مطلب آن است که شایستگی برای خلافت یا به دلیل شورا و یا به سبب همدمی با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و یا با خویشاوندی با آن بزرگوار است. پس اگر به دلیل اول باشد چگونه عثمان می تواند زمام امور مردم را به خاطر شورایی در دست بگیرد که بیشتر مردم سزاوار مشورت در آن حاضر نبوده اند؟ و این همان معنی است که با عبارت: فان کنت بالشوری اشاره فرموده است، و اگر به دلیل دوم باشد چگونه عثمان زمام امر مردم را به دلیل همراهی با پیامبر (صلی الله علیه و آله) با وجود کسی که هم مصاحبت کامل و هم خویشاوندی با پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشته است، به دست گرفته است؟ بلکه چنین کسی سزاوارتر است. و اگر به دلیل سوم بوده است باز هم دیگری از او سزاوارتر و نزدیکتر به پیامبر است. و در هر دو مورد مقصود، خود آن بزرگوار است و عبارت فکیف هذا، یعنی چگونه به این دلایل زمام امور را به دست گرفته است؟!
📙شرح#حکمت_190
حکمت های نهج البلاغه ( همراه با 25 ترجمه و شرح )/ ص194
🌱🌺قَالَ علیه السلام إِنّ لِلقُلُوبِ شَهوَةً وَ إِقبَالًا وَ إِدبَاراً فَأتُوهَا مِن قِبَلِ شَهوَتِهَا وَ إِقبَالِهَا فَإِنّ القَلبَ إِذَا أُکرِهَ عمَیِ َ
🌱🌺(دلهای انسانی، خواسته ها و اقبال و ادباری دارد، پس آنها را از راه خواسته ها و اقبالشان وادار به کاری بکنید، زیرا گر دل را به زور وادار کنند، پذیرا نخواهند بود). مقصود امام (علیه السلام) از اقبال مایل بودن و از ادبار بی میلی به دلیل افسردگی و امثال آن است. امام (علیه السلام) دستور داده است تا نفوس را در راه شایسته از نظر فکر و اندیشه به کار ببرند و موقع تمایل و علاقه به کاری از آنها استفاده کنند، زیرا این استفاده به موقع باعث نشاط قوای نفسانی و کمک و همکاری با نفس می گردد. و از واداشتن نفوس بر کاری با نفرت و بی میلی از آن به وسیله ی قیاس مضمری نهی کرده است که صغرای آن جمله ی فان القلب اذا اکره عمی، است. یعنی وادار ساختن نفس به اندیشه درباره ی چیزی، موقعی که به دلیل خستگی یا ناتوانی و امثال آن، نفرت از آن دارد، باعث فزونی ناراحتی و نفرت می گردد، و در برابرش مانعی از وهم و خیال به وجود می آید نمی گذارد آنچه را که اندیشیده است و باید درک کند، دریابد، هر چند که واضح و روشن باشد گویی کور است. و از این رو صفت اعمی را برای نفس استعاره آورده است. اما کبرای مقدر آن نیز چنین است: و هر که نابینائی اش به دلیل اجبار بر کاری باشد مجبور ساختنش روا نیست.
📙شرح#حکمت_193
حکمت های نهج البلاغه ( همراه با 25 ترجمه و شرح )/ ص197
✍️چه چیز هایی توش _آخرت انسان ها می شود؟
💎امام علی (ع):
👈«آگاه باش که راهی سخت و دراز در پیش داری که توفیق شما در پیمودن این راه در گرو آن است که به شایستگی بکوشی و تا می توانی توشه برگیری و بار گناه خود را سبک گردانی که سنگینی آن در این راه دشوار، رنج آور است . پیشاپیش تا می توانی به آن سرای توشه بفرست . مستمندان را یاری رسان تا بدین وسیله توشه ای بر دوش آنان بگذاری که روز قیامت به تو باز گردانند تا می توانی انفاق کن و برگ عیشی به گور خویش بفرست . اگر از تو وام خواهند غنیمت بشمار که اگر به وامی دست کسی را بگیری در روزهای سخت آن دنیا، دست تو را بگیرند . بدان که در پیش روی تو گردنه های صعب العبور وجود دارد که تا می توانی باید سبک بار بوده و توشه راه داشته باشی»
📚نهج البلاغه، نامه ۳۱، بند ۹
🍃ادامه شرح حکمت ۱۹۱
🍃🌹درهم شکستن لذایذ دنیا به وسیله ی رویدادها و بیماریهایی که با آنها آمیخته و مخلوط می شود. 4- بنده ای به نعمتی نمی رسد مگر با از دست دادن نعمتی دیگر زیرا نعمت درست همان لذت است و هر وسیله ای که باعث لذت شود، خود نمی تواند نعمت باشد. و بدیهی است که نفس آدمی ممکن نیست که در دنیا در یک زمان از دو لذت برخوردار شود، بلکه تا از لذت نخست فارغ نشود و به لذت جدید توجه نکند، این لذت را درک نمی کند. 5- با روزی از عمر خود روبرو نمی شود، مگر این که از روز دیگر عمرش جدا بشود، زیرا طبیعت زمان گذشت و سیلان است. 6- ما خود، به مرگهایمان کمک می کنیم، از آن رو که هر دمی و حرکتی از آدمی باعث نزدیک شدن او به مرگ است گویی او خود به طرف مرگش می شتابد و به آن کمک می کند. 7- جانهای ما در معرض نابودیهاست، کلمه ی (نصب) به معنی (منصوب) مانند غرض که به معنی مغروض (مصدر به معنی مفعول) است. 8- استفهام در مورد جاودانگی، استفهام انکاری است، انکار وجود بقاء با وجود زمان که روشش آن است که چیزی را بالا نمی برد، و هیچ پراکنده ای را جمع نمی کند، مگر این که بر خرابی آن ساخته و پراکندن آن جمع، دوباره اقدام فوری می کند، یعنی برای حالت دوم نیز مثل اولی زمینه ساز است.
📙شرح#حکمت_191
حکمت های نهج البلاغه ( همراه با 25 ترجمه و شرح )/ ص195
🌱🌼 (انسان در دنیا هدف تیرهای مرگ است، غارت شده ای که درد و بلاها به جانب او شتابانند با هر آشامیدنش گلوگیر کردنی و با هر لقمه ای غمهایی همراه است. هیچ کس به نعمتی نمی رسد مگر به قیمت جدا شدن از نعمت دیگری و روزی از عمر خود را استقبال نمی کند مگر با جدا شدن از روزی دیگر از عمر خود، پس ما خود به مردنها کمک می کنیم و نفوس ما در معرض نابودیهاست، پس از کجا ما به جاودانگی امیدوار باشیم در صورتی که این شب و روز برای کسی حرمت قائل نشدند مگر این که زود از آن حالت به ویران کردن ساخته ها و پر کردن جمع آورده های خود پرداختند). این فصل خوبی از پند و موعظه است و مشتمل بر هشت جمله می باشد. 1- کلمه ی غرض را از آن رو برای انسان استعاره آورده است که خود انسان مقدمات مرگ و مردنها و وسایل آن را از قبیل بیماریها و عوارض کشنده، فراهم می آود. و صفت تیراندازی را برای این عمل انسان از آن جهت آورده است که گویی مرگها خود تیر بلاها را می اندازند. 2- کلمه ی نهب را به جای منهوب (غارت شده) از آن جهت استعاره آوده که مصیبتها به سرعت آدمی را فرامی گیرند..
ادامه دارد.....
📙شرح#حکمت_191
حکمت های نهج البلاغه ( همراه با 25 ترجمه و شرح )/ ص195
💠قَالَ علیه السلام یَا ابنَ آدَمَ مَا کَسَبتَ فَوقَ قُوتِکَ فَأَنتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیرِکَ
💠(ای پسر آدم در آنچه بیش از روزی است کسب کنی، ذخیره دار دیگران هستی). زیرا زیاده بر قوت کسب کردن، اما به مقدار نیاز صرف کردن و اندوختن مازاد بر آن، نه تنها سودی به حال شخص ندارد بلکه برای اندوخته کننده زیان دارد. زیرا ناگزیر باید از اندوخته ی خود جدا شود، و آنها به دست وارث و دیگران می افتد، پس در این صورت او به منزله خزانه داری است، از این رو کلمه ی خازن را برای وی استعاره آورده است و این عبارت به منظور پرهیز دادن از بخل ورزیدن نسبت به زیادی ثروت از مقدار حاجت است
📙شرح#حکمت_192
حکمت های نهج البلاغه ( همراه با 25 ترجمه و شرح )/ ص196
🚫با نعمتهايش او را معصيت مكن❗️
📿أَقَلُّ مَا يَلْزَمُكُمْ لِلّهِ أَلاَّ تَسْتَعِينُوا بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِيهِ
🔮انسان در برابر نعمتهايى كه خداوند به وى داده كمترين وظيفه اش اين است كه نعمتهايش را وسيله معصيت او قرار ندهد»؛
✍نافرمانى مولا هميشه زشت است، ولى زشت ترين حالات نافرمانى و عصيان اين است كه انسان نعمتهاى او را وسيله نافرمانى وى قرار دهد. پيام ديگرى كه اين گفتار حكيمانه دارد اين است كه انسان هر گناهى كه مى كند به يقين با استفاده از يكى از نعمتهاى الهى است؛ چشم، گوش، دست، پا، فكر، قدرت و مواهب ديگر همه نعمتهاى پروردگارند و انسان بدون استفاده از اينها نمى تواند كار خلافى انجام دهد، بنابراين مفهوم كلام اين مى شود كه انسان منصف نبايد هيچ گناهى كند، زيرا هر گناهى مرتكب شود با استفاده از يكى از نعمتهاى خداست و اين كار بسيار شرم آور است.
📙#حکمت_330