فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدیه به روح مطهر حاج قاسم یک #صلوات هدیه نمائید .
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/2899050516Cb89d2b4c16
سلام علیکم و رحمه الله ✋
با امید و توکل به خدای حکیم " و با عنایت به پیش رو بودن ایام #دهه_فجر از چند روز دیگر با #بسته_ویژه_انقلاب_اسلامی در خدمت اعضای محترم کانال ✂️ برشی از یک کتاب خواهیم بود . از جمله ویژگی های این بسته انتخاب ۲ کتاب #خاص با دو رویکرد متفاوت میباشد .
یک کتاب به بررسی #مبانی و ویژگی های حکومت #پهلوی می پردازد و کتاب دیگر به #مبانی و ویژگی های #انقلاب_اسلامی خواهد پرداخت .
البته اگر عمری باقی باشد بعد از ارائه برشهای ۲ کتاب مذکور " به ارائه برشهایی در خصوص #حکومت_تراز_اسلامی خواهیم پرداخت .
ان شاء الله ✂️ برشهای پربار و بسیار غنی ارائه خواهد شد که برای همراهان و اعضای محترم جذاب خواهد بود "
#عبد
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#ارتشبُد_حسین_فردوست
زمانی که جزء شاگردان کلاس مخصوص محمدرضا (سال اول دبستان) شدم ، محمدرضا پس از چند سئوال از وضع خانوادگی من فهمید که من با سایر شاگردان از نظر وضع خانوادگی خیلی پائین تر و فقیرتر هستم . لذا از همان روز اول حامی من شد و نمی گذارد سایرین مرا اذیت کنند . چون اواسط سال تحصیلی بود ، پس از ۴ یا ۵ ماه امتحانات خاتمه سال داده شد و من #شاگرد_اول شدم . در نیمکت های ۲ نفری کلاس ، رئیس کلاس جای مرا در کنار محمدرضا گذارد و گفت که از امروز بعد از خاتمه کلاس به محل زندگی محمدرضا می روی و با هم درس حاضر می کنید . #زندگی_مشترک او و من شروع شد . شب ها تا ساعت ۱۰ نزد او می ماندم تا بخوابد و بعد پیاده به منزل خود در کوچه های فرعی خانی آباد می رفتم ، که نه چراغی بود و نه فردی در خیابان بود . البته که ناراحت می شدم ولی راهی جز این نداشتم . این وضع زندگی مشترک تا رفتن به سوئیس ادامه یافت . #رضا_شاه اکثراً به دیدن محمدرضا می آمد و خیلی خوشحال بود که من با او هستم . شاه همیشه به من محبت می کرد و اجازه نداد #هیچ_فرد_دیگری غیر از من نزد محمدرضا باشد و اگر فردی را می دید آناً او را از نزد محمدرضا بیرون می کرد .
📚 ظهور و سقوطِ سلطنت پهلوی ، خاطرات ارتشبد حسین فردوست ، ص ۶۴۴
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#نیم_قرن_رابطه_صمیمانه_با_شاه
دو عامل در روابط محمدرضا و من همیشه و بدون وقفه وجود داشت : یکی #محبت_زیادِ او نسبت به من و دیگری #اطمینان_کاملی بود که نسبت به من داشت و این دو حالت تا روزی که از ایران رفت در او وجود داشت . نرفتن من نزد او و یا ندیدن او هیچگونه تاثیری در این دو موضوع نداشت . جزء لاینفک خانواده بودم . هر کاخی جای من بود . همه برادران و خواهران او با خوشحالی مرا می پذیرفتند و می خواستند . روزی که رفت اگر من بدون اطلاع و اجازه او به فرودگاه می رفتم و می گفتم می خواهم با شما بیایم ، با خوشحالی قبول می کرد و شاید هم منتظر چنین ژستی از طرف من بود .
#اختلاف_او_و_من در این بود که در آن زمان همه چیز او در #خارج بود و همه چیز من در #ایران . این رابطه او و من حدود ۵۲ سال طول کشید و هیچ فردی را سراغ ندارم که چنین #مدت_طولانی در رابطه با او بوده باشد .
📚 ظهور و سقوطِ سلطنت پهلوی ، خاطرات ارتشبُد حسین فردوست ، ص ۶۴۶
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#چشم_و_گوشِ_شاه
ویلیام سولیوان درباره فردوست چنین می نویسد : یک چهره جالب توجه و تا حدی مرموز در میان افسران برجسته شاه که من خیلی کم او را ملاقات کردم و هرگز نتوانستم دو به دو با او گفتگو کنم ژنرال فردوست #رئیس_بازرسی_کل_شاه بود ... او یکی از معدود کسانی بود که رضا شاه آنها را برای همراهی فرزندش هنگام تحصیل در سوئیس انتخاب کرده بود و پس از بازگشت از سوئیس نیز در دانشکده افسری همکلاس شاه بودند . گفته می شد که او بیش از هر افسر دیگری به شاه #نزدیک است و شاه او را #چشم و #گوش خود می خواند . با تعیین فردوست به سِمت ریاست بازرسی شاهنشاهی ، شاه می خواست به وسیله این افسرِ مورد اعتماد خود از صحت و سُقم گزارش هایی که سایر مقامات و دستگاه های دولتی به وی می دهند اطلاع حاصل کند . فردوست مرتباً و بدون اطلاع قبلی به نقاط مختلف کشور سفر می کرد و به وسیله مامورین خود سازمانهای نظامی و غیر نظامی را مورد تفتیش قرار می داد . مقامات دولتی و نظامی ایران از این افسر مرموز خیلی حساب می بردند ، زیرا با یک گزارش او کافی بود که یک یا چند مقام #عالیرتبه از کار برکنار شوند و با اتهاماتی از قبیل فساد مورد تعقیب قرار گیرند .
📚 ماموریت در ایران ، ویلیام سولیوان ، ص ۵۴
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#رحمت_خدا_بر_رضاخان
رضاخان #فساد_زیادی کرد ، از جمله در غصب املاک مردم ، به نحوی که با سقوط او مردم نفس راحتی کشیدند و شادی ها کردند ، ولی در مقام #مقایسه_با_پسرش باید به او #رحمت فرستاد ! اطراف رضا و محمدرضا ، هر دو را حلقه ای از مردم بیوطن احاطه کرده بودند که هیچ انگیزه دیگری جز استفاده از پول آنها نداشتند . این مردم بیوطن شیوه خاص زندگی خود را داشتند و شب ها پس از اینکه با ویسکی و شراب لب تر می کردند ، با طنازان اروپایی و آمریکایی راز و نیاز می نمودند . این دوران مملو است از سوء استفاده های #مالی_کلان ، چه به وسیله اشخاص متفذ ، چه اشخاص نزدیک به محمد رضا و فرح و نخست وزیر و وزراء . در بخش صنایع سوء استفاده مالی ، گسترشِ زیاد پیدا کرد و افرادی از #هیچ به #همه_چیز رسیدند . در حالیکه حتی سرمایه اولیه نیز از آن آنها نبود و از بانک ها وام های کلان می گرفتند ؛ مانند مقدم (نساجی کرج) ، رضائی (نَورد اهواز) ، میر اشرفی مدیر روزنامه آتش (در اصفهان) و امثالهم که زیادند .
📚 ظهور و سقوطِ پهلوی ، خاطرات ارتشبُد حسین فردوست ، ص ۱۲۲
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
7.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✂️ برشی از تاریخ #پهلوی
#املاک_رضاخان_در_مازندران
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#مقایسه_رضا_با_محمدرضا
رضاخان در مقایسه با پسرش ، از نظر #اجتماعی و #اقتصادی اشتباهِ #کمتری کرد ... این تفاوتِ خصلت ها در زندگی خصوصی این دو نفر نیز دیده می شد : رضاخان هیزم مصرفی بخاری اش را وزن می کرد و محمدرضا در ظرف یک روز میلیون ها تومان را صرفِ هزینه های تجملی زن و فرزندان و اعضاء نزدیک خانواده اش می کرد . رضاشاه پول کمتری در خارج ذخیره کرد ، در حالیکه محمدرضا شاه پول بسیار زیادی به خارج انتقال داد و ایران را #چپاول کرد . رضاخان وقتی می خواست محصّل به خارج اعزام کند ۱۰۰ نفر یا ۲۰۰ نفر اعزام می کرد و آنهم برای رشته های مورد #لزوم ، در حالیکه در زمان پسرش هزارها هزار به خارج می رفتند و اکثراً در رشته های نالازم تحصیل می کردند . آنها یا در خارج می ماندند یا اگر به ایران باز می گشتند #غربزدگی خود را ارزانی می داشتند ... رضا فقط به یک کشور مسافرت کرد و آن ترکیه بود و تنها از چند رئیس کشور دعوت کرد ، آن هم از منطقه و با حداقل تشریفات و هزینه کم ، در حالیکه محمدرضا هر سال به چند کشور مسافرت می کرد و با هزینه های هنگفت حتی از دورترین کشورها نیز میهمان دعوت می کرد . رضاخان تجملات تشریفاتی و پر هزینه مانند جشنهای ۲۵۰۰ ساله نداشت .
اگر بر اساس مدارک موجود هزینه های این دوره ی سلطنت محمدرضا را محاسبه کنند ، تصور می کنم نتیجه و رقم به دست آمده را هیچ فرد ایرانی #باور نکند ! محمدرضا شاه بلایی بر سر عایدات #نفت آورد که احتیاج به بیان #ندارد.
📚 ظهور و سقوطِ پهلوی ، خاطرات ارتشبُد حسین فردوست ، ص ۱۲۱ و ۱۲۲
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#صف_کشیدن_برای_فاحشه_خانه
آمریکایی ها در خیابان امیر آباد یک #باشگاه داشتند که مخصوص افسران و درجه دارانشان بود . روزانه به هر کدام یک بسته به عنوان جیره غذایی می دادند ، که هر بسته برای مصرف ۵_۶ نفر کافی بود . در هر یک از این بسته ها انواع و اقسام کنسروها ، انواع نان ، ویتامینی که باید روزانه مصرف می کردند ، دو بطری #ویسکی و دو بسته سیگار خوب بود . آمریکایی ها به سرعت باشگاه امیر آباد را به #مرکز_فحشاء تبدیل کردند . کامیون های آمریکایی به مرکز شهر می آمدند و دخترها را جمع می کردند و به باشگاه می بردند . دخترهایی که به این اوضاع تمایل داشتند صف می کشیدند و منتظر می ماندند ؛ مثل اینکه در صف اتوبوس هستند . کامیون های روباز ارتش آمریکا می آمد و ۲۰۰_۳۰۰ دختر را سوار می کرد و می برد . آمریکایی ها هر چند پول نداشتند ولی با همین بسته ها دختر ها را راضی می کردند . من با یکی از کسانی که به باشگاه می رفت آشنایی داشتم و دیدم که در انبار خانه او تا زیر سقف از این بسته ها چیده است . هر روز که می رفتند یک دو بسته می گرفتند . این بسته ها قیمت گرانی داشت و خرید و فروش می شد .
یکی از کسانی که با آمریکایی ها می رفت ، #خاله_محمدرضا بود که اکنون #شاه_ایران شده بود .
📚 ظهور و سقوطِ پهلوی ، خاطرات ارتشبُد حسین فردوست ، ص ۱۲۴
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#زن_بازی_به_شیوه_محمدرضا
محمدرضا قبل و بعد از ازدواج با فرح ، که زن رسمی اش بود ، با زن های زیادی #رابطه داشت . رفیقه های یک شبه و چند شبه فراوانی داشت که معرف آنها اشرف(خواهرش) و عبدالرضا(برادرش) بودند و اینها بیشتر از رده میهمانداران خارجی هواپیمایی ها بودند . در مسافرت هایش به آمریکا هم زن های متعددی را می دید که دوّلو به او معرفی می کرد و من در جریان نبودم ولی مطلع می شدم و به طور کلی پول های #کلانی به این ها می داد .
در مسافرت ها به آمریکا در نیویورک من ۲ نفر را به محمد رضا معرفی کردم . یکی #گریس_کلی بود که در آن زمان آرتیست تئاتر بود و دوبار با او ملاقات کرد و محمد رضا به وی یک سری جواهر به ارزش حدود یک میلیون دلار داد . این زن بعداً همسر پرنس موناکو شد و اخیراً در یک تصادف اتومبیل درگذشت . نفر دوم یک دختر آمریکایی ۱۹ ساله بود که #ملکه_زیبایی جهان بود . محمد رضا مرا فرستاد و او را آوردم و چند بار با محمد رضا ملاقات کرد و به او نیز یک سری جواهر داد که حدود یک میلیون دلار ارزش داشت . پس از ازدواج با فرح نیز #مستنداً می دانم با یک #دختر_رشتی موبور و زیبا به نام #طلا آشنا شد و معرف او #دولو(سلطان خاویار) بود . فرح مسئله را فهمیده بود و گاه مزاحمت هایی برای دختر فراهم می آورد .
📚 ظهور و سقوطِ پهلوی ، خاطرات ارتشبُد حسین فردوست ، ص ۲۰۹
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#محمدرضا_گرگان_را_بلعید
سوء استفاده های محمدرضا فراوان است و من به چند نمونه می پردازم : محمدرضا فردی به نام (منصور) مزیّن (سرلشکر بازنشسته ارتش) را طبق فرمانی #رئیس_املاک_بنیاد_پهلوی در گرگان کرده بود . تصور می کنم زمان آن حدود ۱۵ سال و شاید بیشتر ، قبل از انقلاب باشد . مزیّن طبق #دستور_محمدرضا به فروش این املاک و تبدیل آن به پولِ نقد پرداخت . او در سال مبلغی به محمدرضا می داد که به معاون مالی دربار پرداخت می شد و او به حساب محمدرضا می ریخت و مبالغ هنگفتی را خودش می دزدید . مزیّن بتدریج در گرگان سازمان مفصلی تشکیل داد و هر چه زمین مرغوبِ دارای مالک و یا بلاصاحب می دید ، از زمین شهری و زراعی ، درّه و کوه و تپه و جنگل ، همه را #تصرف می کرد و می گفت که متعلق به شاه است و فروخته خواهد شد ! آنهایی که سندی و مدرکی داشتند و متفذ بودند ، به مرکز شکایت می کردند و بالاخره با دادن حق و حساب به مزیّن املاکشان را پس می گرفتند . ولی آنهایی که وضعی نداشتند و یا مدرک محکمی نداشتند و زورشان نمی رسید ، اراضی شان به #نفع_محمدرضا_فروخته می شد . خلاصه حدود ۱۰ سال مزیّن زمین های گرگان را فروخت و وقتی تمام شد فروش زمین های گنبد را شروع کرد ، او هر چه زمین موات و منابع ملی در این منطقه بود فروخت ... پول ها همه به دربار تحویل می شد و محمدرضا از مزیّن رضایت کامل داشت . نیمی از اراضی بجنورد فروش رفته بود که انقلاب شروع شد و در زمان دولت شریف امامی نماینده گرگان برای جلب نظر مردم به #دزدی_های_مزیّن اشاره کرد و خواستار شد که وی از منطقه احضار و پرونده اش به دادگستری تحویل شود . این در حالی بود که مزیّن مدتی قبل ایران را ترک کرده بود !
این یک نمونه از سوء استفاده های محمدرضا بود ، که در حالی که با سر و صدا در (انقلاب سفید) اراضی موات و مراتع را ملی اعلام کرد ، خود مرغوب ترین اراضی موات و مراتع را تخریب کرد و #فروخت و پول آن را به #خارج انتقال داد .
📚 ظهور و سقوطِ پهلوی ، خاطرات ارتشبُد حسین فردوست ، ص ۲۱۷ و ۲۱۸
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
✂️ برشی از یک کتاب
#فساد_و_اختلاسی_که_نهایت_نداشت
طی سال ها حضور در #دفتر_ویژه_اطلاعات و بازرسی شاهنشاهی با هزاران مورد #اختلاس و ارتشاء در سطح مقامات #عالیرتبه کشور آشنا شدم . در دوران مسئولیتم در بازرسی متوجه شدم که اصولاً موارد سوء استفاده و حیف و میل #نهایت_ندارد . در دوران ۱۳ ساله نخست وزیری هویدا همه می چاپیدند و هویدا کاملاً نسبت به این وضع بی تفاوت بود ، در صورتی که یکی از مهمترین وظایف رئیس دولت جلوگیری از فساد و حیف و میل اموال دولتی است . در هیچ زمانی به اندازه دوران هویدا فساد گسترده نبود . و او چون جلب رضایت محمدرضا را می طلبید ، نمی خواست کسی _ و در نهایت محمدرضا_ را از خود ناراضی کند و به همین دلیل نیز صدارت او طولانی شد . از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ تنها در بازرسی (قسمت تحقیق آن) ۳۷۵۰ پرونده سوء استفاده کلان تشکیل شد که عموماً به دادگستری ارجاع گردید . من هر ۲ ماه یک بار از طریق افسر دفتر ویژه ، که مسئول پیگیری پرونده ها بود ، پیشرفت کار را سئوال می کردم . اصلاً پیشرفتی وجود نداشت و صفر بود . همه پرونده ها طبق دستور شفاهی نخست وزیر به وزیر دادگستری ، بایگانی می شد و محمدرضا نیز اهمیتی به این امر نمی داد و از نظر او بی ایراد بود .
📚 ظهور و سقوطِ پهلوی ، ارتشبُد حسین فردوست ، ص ۲۶۶
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed