احساساتم شبیه سیم هندزفریه. هرچی بازش میکنم باز هی بهم گره میخوره.
ذهنم شبیه سیم هندزفریه. هرچی بازش میکنم باز هی بهم گره میخوره.
زندگی مثل ی دریایی میمونه که دائم تو جزر و مده و من هنوز احساس میکنم شنا کردن بلد نیستم
من خطاب به ریاضی : Oh I love it and I hate it at the same time
امروز دیرتر حاضر شدم و راه افتادم که به اون شخص بفهمونم چقدر ان تایم نبودن رو مخه . و حدس بزنید چیشد، بازم خودم اول رسیدم و منتظرش موندم
چرا هرچی خونه خالی تر میشه انگیزه و حال من واسه درس خوندن کمتر میشه؟