دنیا بر سه پایه است: اول، آن چیزی که آدم میخواهد و به دست نمیآورد؛ دوم، آن چیزی که آدم نمیخواهد و به دست میآورد؛ و سوم، آن چیزی که آدم میخواهد و به دست میآورد، اما بعد از آنکه به دست آورد، دیگر به دردش نمیخورد
_صادق هدایت
بعضی آدمها شبیه نورِ غروباند؛
آرام میآیند، اما تا مدتها در دل آدم میمانند.
این رقص موج زلف خروشندهء تو نیست
این سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نیست
ای حُسنت از تکلّف آرایه بی نیاز
اغراق صنعتی است که زیبندهء تو نیست
در فکر دلبری ز من بینوا مباش
صیدی چنین حقیر، برازندهء تو نیست
شبهای مه گرفته مرداب بخت من
ای ماه! جای رقص درخشندهء تو نیست
گمراهی مرا به حساب تو می نهند
این کسر شأن چشم فریبندهء تو نیست
ای عمر! چیستی که به هرحال عاقبت
جز حسرت گذشته در آیندهء تو نیست
فاضل نظری
خستهتر از صدایِ من، گریه ی بیصدایِ تو
حیف که مانده پیش من، خاطرهات به جای تو
افشین یداللهی
بهانه
از باغ میبرند چراغانیات کنند
تا کاج جشنهای زمستانیات کنند
پوشاندهاند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانیات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن میروی
شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای است که قربانیات کنند
فاضل نظری