eitaa logo
شور زندگے بر باد رفته
854 دنبال‌کننده
198 عکس
20 ویدیو
0 فایل
Say you'll see me again, even if it's only in your. wildest dreams. 🪶https://abzarek.ir/service-p/msg/5437232
مشاهده در ایتا
دانلود
خانه‌ام ابریست یکسره روی زمین ابری ست با آن از فراز گردنه خرد و خراب و مست باد می‌پیچد یکسره دنیا خراب از اوست و حواس من! آی نی‌زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟ خانه‌ام ابریست اما ابر بارانش گرفته ست در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم، من به روی آفتابم می برم در ساحت دریا نظاره و همه دنیا خراب و خرد از باد است و به ره، نی‌زن که دائم می‌نوازد نی، در این دنیای ابراندود راه خود را دارد اندر پیش ،نیما یوشیج
کاش می دیدم چیست آنچه از عمق تو تا عمق وجودم جاریست آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی بال مژگان بلندت را می خوابانی آه وقتی که تو چشمانت آن جام لبالب از جان دارو را سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی موج موسیقی عشق از دلم می گذرد روح گلرنگ شراب در تنم می گردد دست ویران گر شوق پر پرم میکند ای غنچه رنگین پر پر من، در آن لحظه كه چشم تو به من مي نگرد برگ خشكيده ايمان را در پنجه باد، رقص شيطاني خواهش را، در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را، در چشمه مهر! اهتزاز ابديت را مي بينم!! بيش از اين، سوي نگاهت، نتوانم نگريست! اهتزاز ابديت را يارای تماشايم نيست! كاش می گفتی چيست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست؟! فریدون مشیری
شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند;  اما تلخی هایش هر بار تازه اند،  هر بار تازه تر… محمود دولت آبادی
من و تو هردو می‌دانیم که بدون تو هم می‌توانم خوب از پسش بربیایم؛ اما مسئله این است که: نمی‌خواهم. (جوجو مویز، کتاب بخشنده ستارگان)
بیا وداع کنیم، اگر بنا باشد کسی از ما بماند، همان به که تو بمانی، کینه تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا عشق من محمود دولت آبادی
من به راه خود باید بروم کس نه تیمار مرا خواهد داشت در پر از کشمکش این زندگی حادثه بار گرچه گویند نه اما هرکس تنهاست آن که می‌دارد تیمار مرا، کار من است من نمی‌خواهم درمانم اسیر صبح وقتی که هوا شد روشن هرکسی خواهد دانست و بجا خواهد آورد مرا که در این پهنه‌ور آب، به چه ره رفتم و از بهر چه‌ام بود عذاب نیما یوشیج
کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم چو بر آنجا گذرت می افتاد به سرا پای تو لب می سودم کاش چون نای شبان می خواندم به نوای دل دیوانهٔ تو خفته بر هودَج موّاج نسیم می گذشتم ز در خانهٔ تو کاش چون پرتو خورشید بهار سحر از پنجره می تابیدم از پس پردهٔ لرزان حریر رنگ چشمان تو را می دیدم فروغ فرخزاد
آدم‌ها با دروغ‌های بزرگ از هم دور نمی‌شوند با حقیقت‌های کوچکی که هیچ‌وقت نگفتند دور می‌شوند.