عجایب
✎﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
رمان:سیاهسفید👣💜
به قلم: Amir
#پارت8..
و چهار تا آدمم که خاطرمون و میخوان فکر میکنن تخته هامون کمه دیگه سراغمون نمیان . همینه دیگه ترشیدی
مهسا : دیونه اینا چیه میگی از کی تا حالا تو به فکر آبرو و نظر مردمی؟ خانم یادت رفته انگار این منم که هر وقت عشقم کشید رو جدول راه میرم یا میرم کنار جوب جلو ملت سنگ پرت میکنم تو آب یا وقتی یه چیزی یادم میاد وسط دانشگاه جیغ میکشم و با هیجان تعریف میکنم. اگه یه آدم تو دنیا باشه که واسه حرف مردم ترم خورد نکنه اون آدمه تویی.جدی هیچ وقت ندیدم که کاری که انجام میدی حتی یک درصدم به حرفی که ممکنه با این کارت پشتت بگن اهمیت بدی
آنید : بس که خرم مهسا جون همینه که منم رو دست ننه ام موندم و کسی من و نمیگیره. اما جدی من وقتی یه کاری برام توجیه شده باشه دیگه اهمیت نمیدم بقیه چی راجبش فکر کنن
مهسا : آره من تویه دیونه رو میشناسم هنوز یادم نرفته اون روز که عملیات داشتیم و تو وقتی رفتی از جوب آب بگیری پات لیز خوردو تا زانو رفتی تو آب گل آلود اما به روی خودت نیاوردی به خنده ی دخترا و پسرام توجهی نکردی از کسی نگرفتی خودت اومدی بیرون و یکم گل شلوارتو پاک کردی و دوباره مشغول آب گرفتن شدی و همه ی زمینتو آب دادی حتی تا غروب با همون لباس موندی دانشگاه و سر همه کلاساتم رفتیو "اصلا هم به بچه هایی که بهت میخندیدن و مسخرت میکردن کاری نداشتی
هر کی هم ازت میپرسید راستشو میگفتی که افتادی تو جوب. آنید : خوب به نظر تو باید چیکار میکردم؟ به خاطر لباسم از کلاسام میزدم ؟ یا به خاطر کسایی که منتظرن از یکی یه سوتی بگیرن تا شب پشتش حرف بزنن خودم و ناراحت کنم و از کار و زندگی بیفتم ؟ اگرم دیدی افتادم تو جوب و نخندیدم به خاطر این بود که اگه من میخندیدم بقیه پرو تر میشدن و هی به اراجیف گفتنشون ادامه می دادن. بی خیال آدم باید زندگی کنه نه اینکه به خاطر دیگران از زندگیش بگذره .
ادامه دارد...↜『••✎••』
کپی از رمان مورد رضایت نویسنده نمیباشد و هرگونه کپی برداری پیگردی الهی دارد👣💜
°💙🌊
تمام نمیشود
كم نمیشود
اگر عشق ، عشق باشد
اگر فاصلهها عشق را بسازد
اگر نرسیدنها عشق را معنا كند
عشق یك سرابی بیش نیست ...
عشق را باید در رسیدن، ماندن و بودن یافت
عشق را باید در سختیها دید
عشق را باید در آخرین ضربان قلب شنید
و در آخرین نفس حس كرد
وگرنه هر كه خواب دید عاشق میشود
و دنیا پر میشود از مجنون بی جنون
و لیلای مست
داستان عشق فرهاد تمام میشود و
بیستون هرگز خراش هم برنمیدارد.
• @Blue_T0WRI | #Set ✧༺💙༻✧
انقدر دوست دارم که حتی ممکنه ب خودتم حسودی کنی:))٭
#دلبرررم💙
↳@Blue_T0WRI ・៹ ׅ ˖ 𝐁𝐢𝐨🌚💙 ִֶָ
شاید تکراری باشد
ولی گاهی، بعضی چیزها
ارزش هزاران بار تکرار را دارند
تکرار می کنم، تکرار می کنم:
“دوستت دارم”💙
↳@Blue_T0WRI ・៹ ׅ ˖ 𝐁𝐢𝐨🌚💙 ִֶָ
در ازدحام دُنیا اگرانسانی رایافتی ک تورامیفَهمد رَهایش نکن💙:
↳@Blue_T0WRI ・៹ ׅ ˖ 𝐏𝐫𝐨𝐅𝐢𝐥𝐞🌚💙 ִֶָ