eitaa logo
عجایب
7.5هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.9هزار ویدیو
0 فایل
عجایب جهان هستی هدف ما بالا بردن اطلاعات عمومی و افزایش آگاهی بصورت هدفمند است.🧠💥 . با عضویت در کانال ما را همراهی کنید🌹 . از همراهی شما سپاسگزاریم .
مشاهده در ایتا
دانلود
یه بار دیگه داستانمون رو مرور کردم، واقعا نمی‌ارزیدی!
عجایب
✎﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ رمان:سیاه‌سفید👣💜 به قلم: Amir چند هفته ای بود که آنید و مهسا و درسا و الناز و مریم بسیچ شده بودند تا جایی با مشخصات مورد نظر پیدا کنن که از قضا آدم پیری هم تو اون خونه زندگی کنه و نیاز به پرستار داشته باشه. بچه ها تو اتاقشون دور هم جمع شده بودند. درسا که پاهاش و تو دست گرفته بود و ماساژ میداد با ناله گفت : وای مامان که مردم . چه کار سختیه آخه تا کی باید ادامه بدیم ؟ چهار هفته ست داریم میگردیم اما مورد مناسب پیدا نکردیم. الناز : من که هیچ وقت تو زندگیم اینقدر راه نرفته بودم .آنید خانم تو چی فکر کردی که خدا یه خونه باب میل تو مخصوص تو می سازه که شما برید اونجا و یاد بگیرید و مهندس شید که این جوری سفارش میدید؟ مریم با انگشتهاش حساب میکرد : خونه بزرگ باشه . باغ باشه زن و مرد پیر داشته باشه . پسر نداشته باشن . آدمای خوبی هم باشن . آخه مگه مغازست که همه چی توش پیدا بشه. مهسا : آدم نمیتونه همه چیو با هم بخواد . چند جا تا حالا پیدا کردیم هان همه یه جاشون میلنگید یا چند تا پسر بزرگ داشتن يا باغشون باغ نبود یا ازشون درست و حسابی تعریف نمی کردن . من که دیگه نمی تونم به همه جا و همه کس سپردیم از کار و زندگی بریدیم .آنید بیا و بیخیال شو بریم دنبال زندگیمون. آنید ابرویی بالا انداخت و گفت : نه نميشه من کوتاه ببا نیستم اونقدر می گردم تا پیدا شه اگه شما خسته شدید دیگه ادامه ندین . من از همتون ممنونم کلی به خاطر من زحمت کشیدین . مرسی. ادامه دارد...↜『••✎••』 کپی از رمان مورد رضایت نویسنده نمیباشد و هرگونه کپی برداری پیگردی الهی دارد👣💜
💙💭
+ dare or truth?! - Dare + love me + جرات یا حقیقت؟! - جرات + عاشقم باش💙 ↳@Blue_T0WRI ・៹ ׅ ˖ 𝐁𝐢𝐨🌚💙 ִֶָ‌
💭💙
•به تعدادِ نفسهایم تو را دوست دارم ! 💙• ↳@Blue_T0WRI ・៹ ׅ ˖ 𝐁𝐢𝐨🌚💙 ִֶָ‌
^🦋🚬🕊💙°