-اکبـَرپرست.
-
درشعرِشاعرانهمهٔگشتمکهمِصرعی؛
درشأنچشمهایتوپیداکنم،نَشد...
-اکبـَرپرست.
-
گرنگویندکافرهستممردماناینجهان
فاشگویمکهٔخدایالمثنيحیدراست.
-اکبـَرپرست.
-
بایدکهطلآگرفتآنلبکهبگفت
هرکسکهدمیزحیدرنزند'بی شرف'است
ایبهترینبهانهٔخلقتظهورکن
صحننگاهچشمِمراپرزِنورکن
آقابیاوباقدميگرمومهربان
قلبخرابوسردمراگرمشورکن
-اکبـَرپرست.
-
بیخیالِشاعرییكجملهختمِکلام ؛
خستهام ؛ درکنجچشمانتمحلممیدهی ؟