_
"تو نفهمیدی اما من سرانجام ریسمان را بریدم.ریسمان را بریدم و خودم را از قید هر معنا و مفهومی که برایم داشت آزاد کردم.
ریسمان را بریدم و پرواز کردم،در آسمانی بیانتها با مقصدی بینهایت،سفری در بالای ابر ها،درحال کاوش! کسی چه میداند چه میجویم؟!شاید شیطان را دیدم،شاید خدا
به هر حال...
از هردو به قدر گلایه دارم...