eitaa logo
اَلعَبْد ؛
628 دنبال‌کننده
65 عکس
3 ویدیو
0 فایل
. بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیم؛ . عالم محضر خداست ؛ در محضر خدا ، گناه نکنیم . اَعوذُ بِکَ مِن هَویٰ نفسی . . . _ کپی اشعارم ؟! + کپی نه شیعهٔ مرتضیٰ علی! ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
. ای خاک! مراقب علی باش . . تو ؛ بار گران به سینه داری ! _ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛ _ اَلعَبْد ؛ .
. ماه ، در بیت خودش بود ؛ شهیدش کردند . . _ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛ _ اَلعَبْد ؛ .
. بی‌محلی می‌کنم بعد از تو حتیٰ با خودم! بعد از این ؛ دیگر خدا تنها رفیقم می‌شود . _ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛ _ اَلعَبْد ؛ .
. شبی که مال تو باشم ؛ شبیه معراج است! هوای ساحل چشمت ؛ چه سخت ، موّاج است! رسانده عشق ؛ تو را در میان آغوشم! فدای عطر تو گر قلب من به تاراج است . . تلاطمی تو به دریای سینه‌ام دادی! شناگری! ؛ که سرت در میان امواج است! ندا رسیده : «أَنَاْ الحَقْ» بگویم از عشقت! که عشق ؛ بادهٔ منصور های حلّاج است . . بغل بگیر مرا.. مثل کودکی تنها ؛ که مادرش تویی و ؛ او به بوسه محتاج است! _ شاعر : اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰⁴/¹⁰ سروده شده در یک نیمه‌شب . . [ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ] _ اَلعَبْد ؛ .
. می‌پرستم خنده‌هایت را ولی بانوی من! سجده‌گاهم می‌شوی ؛ وقتی تبسم می‌کنی! _ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛ _ اَلعَبْد ؛ .
. حافظ کل بودم اما چشم‌هایت آخرش ؛ آیه آیه می‌دهد بر باد ، ایمان مرا . . _ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛ _ اَلعَبْد ؛ .
. بی‌سبب نیست علی غرق تحیّر گشته ! رو به مولای جهان ؛ فاطمه لبخند زده‌ست . _ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛ _ اَلعَبْد ؛ .
. با من بگو که ؛ از کجا پیدا شدی عشق ؟! اصلاً چه آمد بر سرت ، شیدا شدی عشق ؟! با کل احساسات عالم ؛ فرق داری! در صدر قلب کوچکم ، تنها شدی عشق! می‌خواستم یک عمر پنهانت کنم ؛ حیف! با چشم‌های یشمی اش ، رسوا شدی عشق! در بین جمعیت ، به جز او را ندیدم! اینگونه در دنیای من ؛ یکتا شدی عشق! غرق تماشای شما شد چشم‌هایم.. اصلاً چگونه این‌همه زیبا شدی عشق؟! با راه‌رفتن های خود ؛ دل بردی از من بی‌حد و بی‌اندازه تو ، رعنا شدی عشق.. در کودکی ؛ در خواب دیدم دختری را حالا خودت تعبیر آن رؤیا شدی عشق! ای‌کاش می‌دانستی اکنون در نگاهم ؛ زیباترین بانوی این دنیا شدی عشق!.. _ شاعر: اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁴/¹⁰/²⁸ [ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ] _ اَلعَبْد ؛ .
. یه مطلبی هست که مدتیه می‌خواستم بگم . هر مورد رو با دقت تمام مطالعه بفرمائید . اول از همه باید بگم که شعر ؛ یک دنیای منحصر به فرد شیرین ِسراسر تخیلی‌ست . . و اینکه شعری ، اگر مثلاً از دیدگاه یک خانوم سروده شده باشه ؛ دلیلی بر خانوم بودن خود شخص شاعر نیست . و بالعکس . . چون شما در عالم شعر ؛ می‌تونید حتی از دید یک سنگ هم شعر بسرایید . و محدودیتی در دنیای شعر برای شاعر وجود نداره ! و مورد دوم اینکه اگر شعری عاشقانه سروده شده باشه ؛ و حتی اگر ویژگی های خاصی مثل رنگ چشم ؛ حالت موها یا . . در شعر ذکر شده باشه احتمالش زیاده که کلاً تخیلی باشه ! پس : چشم‌ها را باید شست ؛ جور دیگر باید دید . . ! و مورد آخر اینکه ؛ شعر ؛ صرفاً حلاوتی‌ست زندگی کردنی ! و در وصف نگنجیدنی ! و برای یک شاعر ؛ شعرهایش مانند فرزندانش هستند . . اگر شاعری بر کپی نکردن اشعارش تأکید دارد یا می‌گوید اگر کپی کردید ؛ حتماً با لقب یا نام شاعر کپی کنید دلیلش این نیست که شاعر به محبوبیت و شهرت علاقه دارد ! چون کسی که لذت سرودن را چشیده باشد و محبت کلمات را در آغوش کشیده باشد محال ممکن است که نفهمیده باشد عمق و لذت گمنامی بسیار عظیم تر از شهرت است . بلکه علت آن ؛ این است که اشعار یک شاعر ؛ سرمایه های قلبی و معنوی ِاو هستند ! شاعر هم یک انسان است . پس مراقب سرمایه های قلبی یک انسان باشید . یا علی . . _ اَلعَبْد ؛ .
دلتنگ خنده‌هات شدم ؛ عزیزم!
. تصوّر می کنم در دست هایم ؛ دست هایت را ؛ وقارت را ؛ دلت را ؛ چشم هایت را ؛ حیایت را . در آغوشت جهان ِمن معطّر شد ؛ چه خوشبویی! تنفّس می کنم از عمق ِجانم من هوایت را.. برایم مثل اقیانوسی ای دریاترین دریا ! منم اسفندم و حوتم ؛ نیابم انتهایت را .. مرا مبهوت خود کردی ؛ تو ای جادوگر زیبا ! و چشمانت به من گفته ست رازِ کیمیایت را ! سحابی های ِچشمانت ؛ محل ِزادگاهم شد ! ستاره می شوم آری ؛ ندیدم ابتدایت را .. تنفّس می کنی دائم تو در خاک ِنیاکانم ؛ بیاور در دل ِآغوش ِخود ؛ این آشنایت را.. برایت شعر می گویم ؛ به شوق ِاینکه اکنون من ؛ فقط یک بارِ دیگر بشنوم ؛ یک مرحبایت را :)) _ شاعر : اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ¹⁴⁰⁵/⁰²/²¹ [ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ] _ اَلعَبْد ؛ .
. قلم به جوهر خون تو می‌زنم آقا ! ای آشنای مصلّیٰ ؛ من آمدم آقا . . ! کنار پیکر تو ؛ عرش و فرش ، گریان اند ! فرشتهٔ غمت آمد به دیدنم آقا . . مباهله‌ست که با اهل بیتت آمده‌ای! در این نبرد ؛ فدای تو می‌شوم آقا . . و قلب خود به امانت گذاشتم پیشت ! به یادگار ؛ حَظی از تو می‌برم آقا . . رسیده وقت وداعت ؛ امام مظلومم ! و با دو چشم پر از اشک می‌روم آقا . . _ شاعر : اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰⁴/¹⁴ سروده شده در مصلّیٰ ؛ رو به روی تابوت آقای شهید . . [ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ] _ اَلعَبْد ؛ .