.
قلم به جوهر خون تو میزنم آقا !
ای آشنای مصلّیٰ ؛ من آمدم آقا . . !
کنار پیکر تو ؛ عرش و فرش ، گریان اند !
فرشتهٔ غمت آمد به دیدنم آقا . .
مباهلهست که با اهل بیتت آمدهای!
در این نبرد ؛ فدای تو میشوم آقا . .
و قلب خود به امانت گذاشتم پیشت !
به یادگار ؛ حَظی از تو میبرم آقا . .
رسیده وقت وداعت ؛ امام مظلومم !
و با دو چشم پر از اشک میروم آقا . .
_ شاعر : اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰⁴/¹⁴
سروده شده در مصلّیٰ ؛
رو به روی تابوت آقای شهید . .
#غزل
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
_ اَلعَبْد ؛
.
.
عاشق شدهام! ببین چه حالی دارم !
با عقل و جنون ؛ عجب جدالی دارم . .
ای ماه! چرا اینهمه زیبا شدهای ؟!
اصلاً تو خودت معنی ِرؤیا شدهای . .
آنقدر دلم برای تو تنگ شدهست
در قلب من اینجا به خدا جنگ شدهست !
یک گوشهٔ چشم کن به این اشعارم ؛
از عشق ، سؤال کن تو از چشمانم . .
هرشب ز خیال تو ؛ ندارم خوابی . .
انگار که عاشق شده روحی آبی :))
_ شاعر : اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁴/¹⁰/⁰⁴
#مثنوی
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
_ اَلعَبْد ؛
.
.
رفتی برای همیشه از این شهر پر غبار ؛
آقا ؛ دلم برای شما تنگ میشود . . .
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
قلب ایران در تپش افتاد ؛ حیران میشوید!
مشتها در هم گره گشته ، پشیمان میشوید!
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
من خودم در پاسپورتت دیدهام!
یکبار تو . . .
قصد رفتن داشتی ؛
اما دلت نگذاشتهست !
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
مصرع به مصرع ؛ چشمهایت شاهکارند!
در چشمهای تو ؛ ملائک ، آشکارند!
فهمیدهام از عمق جان ، این را که تنها ؛
سجاده و محراب ؛ با تو سازگارند !
از من گریزانی.. ولی من مطمئنم ؛
موهای تو ؛ از من نوازش خواستارند!
عاشق نبودی ؛ چون تو از طلّاب بودی!
جز تو ، تمام عاشقانم پاسدارند . .
در آتش قلبم ؛ شما یخ در بهشتی!
در اوج تابستان ، خنکها ماندگارند . .
_ شاعر : اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰⁴/¹⁵
سروده شده در یک شب آرام و پر از خستگی .
#غزل
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
_ اَلعَبْد ؛
.
.
سِت کرده انگاری خدا چشمان ِما را ؛
با قاعده ؛ با حوصله ؛ مشکی به مشکی .
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
آرزوی منی ایکاش برآورده شوی ! . .
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_مصراع
_ اَلعَبْد ؛
.