وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم،
شروع کردم به ترك کردن چیزهایی که سالم نبودند.
آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا
کوچك و حقیر نگه میداشت کنار گذاشتم.
قبلاً فکر میکردم این کار به معنای وفادار نبودن است ولی در واقع این به معنای دوست داشتن خود است.
- الیسون مك میلن
و گفت کمی از خودت بگو:
چقدر ایستاده تا کوه شده است
چقدر گریسته تا دریا شده است
«ایستادم گریستم من شدم»
من از همۀ آدمایی که از زندگیم رفتن تشکر میکنم.
نه اینکه آدم بهتری پیدا کردم، نه.
اما همین کافیه که هر روز قرار نیست
زخمهایی که میزنن رو بپذیرم
و فکر کنم که احتمالا مشکل منم.
اما نیمه شبی من خواهم رفت
از دنیایی که مال من نیست
از زمینی که مرا
بیهوده بدان بستهاند
و تو آنگاه خواهی دانست
که جای چیزی
در وجود تو خالیست...
- احمد شاملو