اگر کسی مرا خواست بگویید
رفته بارانها را تماشا کند و اگر اصرار کرد
بگویید برای دیدن ِطوفانها رفته است!
و اگر باز هم سماجت کرد بگویید:
«رفته است تا دیگر باز نگردد»
- بیژن جلالی
الان اینطوریام که حس میکنم
با دوستام دوست نیستم
عضوی از خانواده نیستم
آدم مورد علاقه هیچکس نیستم
چمیدونم، کلا به این دنیا تعلق ندارم.
من نمیدونم چرا انقدر یهویی روحم پیر شد.
از چَت کردن بدم میاد، مهمونیها برام خسته کنندهس، هیچ ایدهای راجع به خوانندگان جدید ندارم، حوصله خرید کردن ندارم
و خواب رو به هر چیزی ترجیح میدم.
شایدم افسردگیه، نمیدونم.