ء
ما خو گرفتهایم به این انتظار اما دلشوره دارم
که این سالها تکرار شود.
ما از شهادت دور شدهایم یا نزدیك؟
کیست تضمین کند که عاقبت ما قطعه شهدا باشد؟
چرا کسی نمیآید دستمان را بگیرد
و به لقاءالله برساندمان؟
ء
اینجا زخم زینت مرد است.
شیارهای تیر و ترکش روی سر و صورت رزمندگان
کم از مدالهای رنگی ِبراق ژنرالهای آنور آبی ندارد.
راوی خبر میگفت:
با چشم خودش دیده حسن مجروح شده
و تانك عراقی از روی بدنش رد شده.
آن هم نه یك بار، بلکه چندین بار…
ء
زمستان، در دشتهای خیس خوزستان
همانقدر سرد است
که تابستان، در رملهای تشنه آنجا گرم.
ناجه
*/ شنیده بودم دشمن دشمن است و با کسی شوخی ندارد!
شنیده بودم در عملیات فتحالمبین،
رزمندهای که قمقمهاش را بر لب تشنۀ
اسیری عراقی گذاشته بود
به دست همان اسیر تشنه
سرنیزه خورده بود و شهید شده بود.