ء
اینجا زخم زینت مرد است.
شیارهای تیر و ترکش روی سر و صورت رزمندگان
کم از مدالهای رنگی ِبراق ژنرالهای آنور آبی ندارد.
راوی خبر میگفت:
با چشم خودش دیده حسن مجروح شده
و تانك عراقی از روی بدنش رد شده.
آن هم نه یك بار، بلکه چندین بار…
ء
زمستان، در دشتهای خیس خوزستان
همانقدر سرد است
که تابستان، در رملهای تشنه آنجا گرم.
ناجه
*/ شنیده بودم دشمن دشمن است و با کسی شوخی ندارد!
شنیده بودم در عملیات فتحالمبین،
رزمندهای که قمقمهاش را بر لب تشنۀ
اسیری عراقی گذاشته بود
به دست همان اسیر تشنه
سرنیزه خورده بود و شهید شده بود.
ء
فرح پهلوی گفته شاه هیچکس رو نکشت
و انقلابیها گوسفند قربونی میکردن
دستشون رو خونی میکردن!
اولاً که پیر شدی لااقل خرفت نشو!
دوماً هنوز عکسهای اون جنایتها
تو اینترنت هست!
سوماً کافیه مردم یه سر برن بهشت زهرا
قطعۀ شهدای دی و بهمن ۵۷ رو ببینن
تا دیگه نتونی بهشون دروغ بگی!