ء
کجایید؟ کجای دنیایید؟
زیبایی کدام بخش از ساحلهای ماسه روشن ِ
هاوائی توان رقابت با دستان نحیف کودکی را دارد
که در بین مسیر اربعین، به من میگوید:
تفضل خویَ و دستمال کاغذی تعارف میکند؟
کدام برند نوشیدنی در این عالم توانِ رقابت دارد
با قهوههای تلخ ِابوسجاد که دار و ندارش را داده
تا دو سه روزی داد بزند: «هلا بزوار الحسین، هله!»
همسنهای من صبحها بدون روتین پوستی از خانه بیرون نمیزنند، اما من عاشق سوزِ آفتابی شدم که ساعتها بعدش قرار است پنکههای آب پاش حرم امام حسین بر گونههایم خنکی ِبهشت را هدیه دهند! کدام پورشه؟ کدام سانروف میتواند قدری آرامش به جسمم بدهد؟ اندازه آن آرامشی که استراحت ِده ها کیلومتر پیاده روی زیر آفتاب، در راه معشوق به من داده است؟ پوکساید؟ آسنترا؟
به من بگو کدامشان سلول به سلول تنم را حیاتی دوباره میبخشند آن هنگام که دستم به انگورهای ضریح حضرت امیر میخورد و روحم شفا میگیرد؟
بلد نیستم بنویسم اما بلدم آرزو کنم روزی اینجا باشید و بفهمید چه میگویم…
- نوشتۀ رادیو محمد علی
#اربعین
#امام_حسین
@radio_mohamadali
*/
دستۀ حسین ستوده شب اربعین بوقت ایران
۲۲ مرداد ١۴۰۴
۱۹ صفر ۱۴۴۷
_کربلاء
#اربعین_۱۴۴۷
*/
گوشه کنارههای خیابونهای اطراف حرم
شب اربعین بوقت ایران | هیئت حسین ایزدخواه
٢٢ مرداد ۱۴۰۴
١٩ صفر ۱۴۴۷
_کربلاء
#اربعین_۱۴۴۷