2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رُمآن: سرنوشت/Destiny
«شاید همه چیز از یک دیدار ساده و کاملاً اتفاقی شروع شد؛
دو آدم که هیچ تصوری از آینده نداشتند و نمیدانستند قرار است حضورشان، مسیر زندگی یکدیگر را عوض کند.
اما بعضی آدمها بیدلیل وارد زندگیمان نمیشوند...
گاهی یک نگاه، یک آشنایی و یک اتفاق کوچک، همان چیزیست که سرنوشت برایمان کنار گذاشته.
آنها همدیگر را اتفاقی پیدا کردند، اما کمکم تبدیل شدند به مهمترین آدمهای زندگی یکدیگر؛
جایی که دیگر نمیشد فهمید این عشق بود که آنها را به هم رساند، یا سرنوشت از همان ابتدا برایشان نوشته شده بود...»
تکه هایی از رمان:
نیکا: ح حامی من بچمو میخوام بگو بچمو بده 😭
حامیم: باشه باشه آروم باش
---
دکتر: متاسفم بهتون تسلیت میگم
حامی: چ چی؟
---
پرستار: ....
حامی: میشه یه بار بغلش کنم؟
---
کیوان: داداش دوسش داری؟
حامی: نمیدونم...
برای خواندن ادامه همراه ما باشید:
https://eitaa.com/Destiny_na
سلامم✨
پروف جدید قشنگه نه؟
یکی از همسایه ها لطف کرد واسم درست کرد دستش درد نکنهه😭✨
Bride of the Enemy 🖤
سلامم✨ پروف جدید قشنگه نه؟ یکی از همسایه ها لطف کرد واسم درست کرد دستش درد نکنهه😭✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Bride of the Enemy 🖤
رُمآن: سرنوشت/Destiny «شاید همه چیز از یک دیدار ساده و کاملاً اتفاقی شروع شد؛ دو آدم که هیچ تصوری ا
اقا داخل ناشناس این اشتباهی پیام دادممم😱😱😱