eitaa logo
Bride of the Enemy 🖤
81 دنبال‌کننده
32 عکس
4 ویدیو
0 فایل
رمان سند عشق عشقی که اتفاقی بود... به قلم: آلا MN: @CBJBGNF #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
ناشناس:سلام چنلت عالیهههههه رمانتم همین طور ✨🗿 وای مرسییییی
ناشناس: رمانتو خیلی خیلی دوس دارممممممم ✨🗿 خیلی ممنون خوشگل خانوم💕
ناشناس: بهترین رمانننننن ✨🗿 وای مرسیییی
ناشناس:عاشق رمانتممممم ✨🗿 منم عاشق تو:)
ناشناس:بهترین رمانههههههههههه ✨🗿 وای بچه ها خجالتم ندید اونقدرم که شما میگید خوب نیست✨😭
ناشناس:پارت ۸ بزار عاشق رمانتمممممم 🗿✨ چشم میزارم:)
80 تایی بشیم؟
برم تایپ کنم...
«سـنـد عـشـق» پارت:2 (فردا) حامی:نیکا از بیمارستان مرخص شد،داشتیم میرفتیم سمت خونه متوجه شدم یه ماشین داره تعقیب مون میکنه،به نیکا نگفتم میترسیدم دوباره حالش بد بشه زنگ زدم به محافظا +الوو _سلام آقا +علیک سلام امروز دور تادور عمارت باید حفاظت شده باشه _چشم آقا،امر دیگه نیست؟ +نه خدافظ نیکا:حامی،چیزی شده؟ حامی:نه عزیزم نیکا:باشه یکم بعد نیکا:حـ..حامی +جونم؟ نیکا:با..بابام داره دنبالمون میکنههه حامی:نیکا آروم باش به محافظا گفتم نیکا:حامی من میترسمم حامی:نترس گلم نگران هیچی نباش نیکا:رسیدیم دم در عمارت رفتیم داخل،یکی از محافظا اومد گفت:آقا افراد مهدی از در پشتی وارد شدن همون لحظه قلبم ریخت دست حامی رو محکم گرفتم حامی گفت:نیکا رو ببر یه جای امن نیکا:حامی من جایی نمیرم یا باهم زنده میمونیم یا باهم میمیریم حامی:آخه نیکا:آخه نداره،همین که گفتم حامی:پس بیا این اسـ..لحه رو بگیر نیازت میشه کپی؟به هیچ عنوان به قلم آلا