eitaa logo
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
136 دنبال‌کننده
116 عکس
14 ویدیو
0 فایل
رمان عروسِ دشمن عشقی که اتفاقی بود... به قلم: آلا MN: @CBJBGNF #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
سیلام🎀 بیاین ناشناس نصفه شبی🦦 کویر نشه🔪 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2i2e18u&btn=جون.دلم؟
رمان عشق پنهان عشقی که هیچ کس فکرشو نمیکرد... ____ قسمتی از رمان: حامی: خب کجا بریم؟ کیوان: من یه کافه میشناسم کمند: رفتم سمت میزشون فرید: اوووو دادا حامی ما عاشق شدهههه ساغر: حالا کی هست؟ باران: مبارک باشهههه برای ادامه‌ی رمان بیاین چنل زیر: https://eitaa.com/AlaSj1393
سیلام🎀 بیاین ناشناس نصفه شبی🦦 کویر نشه🔪 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2i2e18u&btn=جون.دلم؟
هدایت شده از ♡Ali Yasini, Novel♡
به قلم: نیوشا صفری «_این عشق پر از خون و خونریزیه، پر از خطر! کنارم میمونی؟ _من تا ابد کنارت میمونم» داستان عشقی که بین بزرگترین مافیا و یه دختر ساده به وجود میاد. یه اشتباه که تاوان سنگینی داره.. خیلی سنگین! ~ اخطار: این رمان برای اولین بار و بدون اصکی رفتن از هیچ چنل یا رمان دیگه ای، توی این چنل پارت گذاری میشه. همه‌ی شغل ها، مکان ها و.. از تخیل نویسنده نشأت گرفته. درصورت مشاهده‌ی هرگونه اصکی رفتن از این رمان، حتما بهم توی ناشناس اطلاع بدین. اگر ببینم جایی داره اصکی میره و با زبون خوش پارت گذاری رو تموم نمیکنه چنلش 🐘 میشه.
یک نفر دیگه تا پارت ۳...
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀 Part:3 فرید:عووووووو مبارکا باشههههه حامی: بابا برید بیرون الان همه عالم آدم میفهمنننن کیوان: باشه باشه بریم بیرون اذیتش نکنیم😂 *صبح روز بعد* حامی: بیرون بودم،داشتم با ماشین دور میخوردم که با خودم گفتم دوباره برم اون کافه *کافه* حامی: درو باز کردم باز همون بوی همیشگی به مشامم‌ خورد دوباره رفتم سمت همون میز همیشگی نشستم و منتظر موندم تا همون خانوم همیشگی بیاد و سفارشمو بگیره کمند: در مثل همیشه باز شد،دوباره همون مرد رفتم سمتش سلام خیلی خوش‌اومدید چی میل دارید؟ حامی: همون خانوم اومد سمتم و دوباره همون جمله‌ی همیشگی رو ازم پرسید سلام خسته نباشید به زحمت یه قهوه میخورم کمند: چیز دیگه ای میل ندارید؟ حامی: نه خیلی ممنون با خودم گفتم قهوه دعوتش کنم؟ ولی جرعتشو نداشتم ببخشید خانوم کمند: بله؟ حامی: ممنون میشم یه بطری آب هم واسم بیارید کمند: چشم ساغررر بارانننن ساغر،باران:بلههههههههه کمند: بیاین سفارش میز ۴ رو آماده کنیدددد ساغر،باران:چشممممممم کمند: باریکلااااا سفارش آماده شد رفتم سمت میز ۴ بفرمایید حامی: خیلی ممنونم چقدر میشه؟ کمند: قابلتونو نداره ۸۰ تومان حامی: کارت بکشید کمند: رمز؟ حامی: ۱۳۴۴ کمند: خیلی خوش اومدید حامی:خیلی ممنون از کافه زدم بیرون توی ماشین همش توی فکر بودم دفعه‌ی بعدی قهوه دعوتش کنم؟ اگه قبول نکرد چی؟ حرکت کردم سمت خونه NO COPYING 🚫 Written by Ala ♡
پارت بعد آمار ۱۳۰....
302.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلاممم بیاین یکم حرف بزنیم و نظرتونو درباره‌ی رمان جدید بگید https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2i2e18u&btn=جون.دلم؟ کویر نشه🥺💔